کد مطلب: 16863 تعداد بازدید: ۳۸۷

دست نوشته مدرس مکتب

شنبه ۷ آذر ۱۳۹۴

پنجشنبه 1373/02/15

يا حجه بن الحسن العسكري

آيا شود كه گوشة چشمي بما كنيد

     مكتب ولي عصر  عج با تشخص نام مبارك حجه زمان خودمان افتخار تعليم و تربيت در راستاي رشتة الهيات را دارد. باشد كه افرادي لايق انتظار تربيت كند.

     البته مكتب جايي وراي مكانهاي آموزشي ديگر نيست. دانشجويان آن نيز وارد بازار كار و فعاليت جامعه مي‌شوند. همانطور كه رشتة پزشكي طبيب تربيت و درست مي كند الهيات نيز دانشجو براي آمادگي در تخصص علوم الهي تربيت مي كند و همانطور كه در رشتة روانشناسي دانشجو با مكانيسم روان در ارتباط با ماده آشنائي پيدا مي‌كند در رشتة الهيات نيز با ورا مكانيسم روح و روان آشنا مي‌شود.

     مي دانيم كه آشنائي در هر زمينة علمي و حتي تخصص در آن علم غير از عمل به آن علم و غير از وفادار بودن به دانسته‌هاست. طبيب متعهد هدف اوليه‌اش نجات مردم از بيماري و بلاهاي ناشي از ويروس و ميكرب و آلودگيهاي گوناگون است. جسم را مي‌شناسد اجتلالات آنرا تشخيص مي دهد. راه جاره را كشف مي كند دارو مي دهد و درمان مي نمايد و همة توان و تلاش خود را در هدف والاي تبديل بيماري به سلامت بكار مي گيرد و البته به عنوان هدف ثانوي، درآمد مادي هم دارد. يعني براي علم خود و بهره برداري انساني از آن نمرة صد مي گذارد و آنوقت زندگي مادي بالنسبه خوبي هم خواهد داشت.

     اما اگر همين طبيب هدف را در آمد مادي قرار دهد معلوم نيست كه در تمام مدت طبابت بتواند به سوگند خود وفادار بماند و بيماري كه نتواند اهداف مادي او را تأمين كند، دوباره نعمت زندگي را دريابد!

     اين مثال در تمام رشته هاي علمي صادق است زيرا علم و دانستن، چراغي است كه ديگران در طول تاريخ انرژي روشنائي آنرا تأمين كرده‌اند.

     هدف مكتب تربيت دانشجوياني است كه بياموزند و آموخته‌هاي خود را بكار برند. رشتة الهيات پيراستن فرد از آميزه‌هاي نفس و آراستن او به درواره هاي عقل است يعني الهيات و علم فقه شعاع منبع عقل آدمي را به مركز منبع عقل انسان كامل يعني پيامبر و امام متصل مي كند.

     ماهيت اين رشته طوريست كه اگر آويزه هاي نفس در اين مسير پادر مياني كند در

جريان ارتباط، اختلال، خدشه، خرابي و خلاصه پارازيت حاصل مي‌شود و پيام آن گوش خراش و نا مفهوم مي شود.

     امروز در كلاس دوم گفتم كه خدا خواسته و بحمدالله با كمك افراد با بركت، اينجا توانست زمينه اي فراهم كند كه دانشجويان مدرك اعتباري هم بگيرند.

     اما بياد داشته باشيم كه اعتبار اين مدرك بايد به اين باشد كه فراموش نكنيم دورة درس خواندن به منزلة شب قدري در طول زندگاني ماست.

     همانطور كه هر سال در شبهاي قدر تلاش مي‌كنيم كه به خواب يعني موت كوتاه نرويم، آنرا احياء بداريم و آداب خاص آنشب را اجرا كنيم و از خدا بخواهيم كه اسامي ما را در زمرة كساني قرار دهد كه شب قدر را درك كرده‌اند همانطور نيز در دورة درس خواندن بايد تلاشمان اين باشد كه لحظه ها را از دست ندهيم و از خداوند بخواهيم كه توفيقمان عنايت فرمايد تا قدر اين دوره را بدانيم و بركت يك عمر را در طول اين مدت فراهم آوريم.

     بخصوص در مكتب ولي عصر عج كه همگي بر سر خوان اين نام مبارك مشغول بهره‌برداري هستيم، اگر طوري درس بخوانيم و نگاهمان به مدرك بگونه‌اي باشد كه فرداي قيامت به عنوان برگة افتخار خود آنرا به سرور بانوان محشر حضرت فاطمة زهرا ع ارائه دهيم آنوقت مدرك با ارزش و اصيل خواهد بود و اعتبار آن پايدار و گرنه بازيافت آن دنيائي و همراه با اعتبار دنياست و دنيا بسيار كم است.

     عالم هر رشته با شاغل بي سواد يا كم سواد در مشاغل غير علمي وجه اشتراكهائي دارد: 1 – نياز مادي براي زندگي كه در خدمات و روابط اجتماعي شكل مي گيرد

      2 – نياز به مفيد بودن براي ديگران

      3 – نياز به پذيرفته شدن توسط ديگران

      4 – اشتراك در احساسات، آرزوها و غريزه ها كه شامل توليد، به ثمر رساندن و بقاي نسل مي‌شود

      5 – اشتراك در ابراز اين غرايز، آرزوها، عواطف و دردها و آلام ناشي از جريحه دار شدن هر يك از آنها.

     دانش تغييري در اصل اينها نمي‌دهد بلكه در نحوة تبادل اين اشتراكها تغيير ايجاد مي‌كند