کد مطلب: 16189 تعداد بازدید: ۲۹۶

1394/07/07 جلسه دوم

شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴

جلسه 2

 

آزادي معنوي

شامل 5 بخش است

مساله آزادي مساله جدي همه انديشه هاست . سوال : آيا انسان آزاد است؟

مفهوم اختيار و آزادي هم پوشاني دارند هم جبر داريم هم اختيار انسان آزاد آفريده شده است.

 چرا انسان بايد آزاد باشد ؟اگر آزادي نباشد نقصي در عالم است:

 1- اگر آزادي و اختيار وجود نداشته باشد كمال بي معناست كمال زماني معنا دارد كه انسان مختار در انتخاب مسير باشد.

 2- استعدادها در زمان آزادي بروز پيدا مي كنند انسان آزاد نباشد رشد نمي كند آزادي عامل رشد استعدادهاست.

3- امكان ندارد انسان آزاد نباشد در برخي مسائل قابل جبران كردن نيست .

آزادي مطلق است يا مقيد؟

دو ديدگاه وجود دارد:

 ديدگاه اول: اگزيستاسياليست ها (جان بورسافت ) معتقدند ازادي مطلق است انسان محدود بردار نيست.

ديدگاه دوم: آزادي مقيد است با دو مكتب رو به رو هستم . مكاتب مادي و مكاتب الهي

حد آزادي چيست؟ در مكاتب مادي ما تا جايي آزاديم كه آزادي ديگران محدود نشود. در اين مكاتب مفهومي دارند كه مي گويند

منفعت طلبي متقابل است ( نظريه راسل ) و اين مبناي اين مكتب است.

يكي از ايرادهاي وارد بر اين مبنا، در صورتي ممكن است كه همه افراد در جامعه برابر باشند

فطرتا افراد در توانايي يكسان نيستند. براي مقابله با اين مشكل قانون گذاري كردند.

اما قانون گذار بخشي از محدوديت هاي آزادي را از بين مي برد اما همه حوزه ها را پوشش نمي دهد

اگر همه به قانون پايبند باشيم قانون لازم است اما كافي نيست.

ايراد بعد ، در نظر گرفتن گرفتن حيثيتي ذاتي انسان  است اما چون انسان مادي است

انسان با نگاه مادي مي تواند خود را محدود كند در تعريف آزادي در اين مكتب به آزادي ديگران توجه شده

و آزادي خود شخص در نظر گرفته نشده است. در مكاتب الهي ذات انسان حرمت دارد

( مراعات حريم انساني با توجه به منفعت ديگران)

جايگاه آزادي كجاست؟ به تعبير علامه مطهري نيازهاي موجود زنده براي حيات موارد زير است.

1- مقتضي موجود باشد.

2- مانع مفقود باشد. برخي مانع حياتند. ( مثل امنيت).  برخي مانع رشدند. (مانند آزادي)

تعريف آزادي: نبودن مانع براي رشد

آزادي هر موجود زنده بسته به ساختار وجودي اوست.

 اقسام آزادي از نظر استاد مطهري : ازادي اجتماعي و آزادي معنوي

مبناي آزادي نكته اول : انسان موجودي دو بعدي است يعني ممكن است به اسارت فيزيكي گرفته نشده باشد

اما روحش را به اسارت بگيرند. مانند فرقه هاي مختلف

نكته دوم: به تعبير استاد انسان خود عالي و خود داني دارد. خود داني امر نامطلوب نيست

اما توجه بيش از حد به آن عامل سقوط انسان مي شود. مانند شهوت. گناه تسلط خود داني بر خود عالي است .

آزادي هدف نيست وسيله اي است براي رشد هدف عالي است رسيدن به آزادي ابزاري است براي رسيدن به هدف والاتر.

اركان آزادي

ركن اول : تسليم در برار هدف

ركن دوم : عصيان نسب به ساير موارد . تسليم و عصيان باهمند. عبارت لااله الا الله

 

هدف بعثت انبيا آزادي اجتماعي است عبد خدا بودن يعني آزادي .

لازمه آزادي اجتماعي چيست؟ آزادي اجتماعي به آزادي معنوي كمك مي كند .

عوامل محدود كننده آزادي اجتماعي 1- كسي كه آزادي اش سلب شده ( با نشان دادن ضعف)

2- سلب كنندگان آزادي (براي منافع خودشان)

3- نظامات قانوني

آيا براي مقابله با سلب كنندگان آزادي قانون لازم است؟  بله قانون لازم است ولي كافي نيست .

قوانين حكومت اسلامي محدود كننده آزادي انسان نيست به عبارت ديگر ازادي معنوي همان تقواست.

آزادي ساحات مختلف دارد:  1- انديشه و تفكر ( در اين حوزه آزادي مطلق است) 2-عمل

3- بيان 4- عقيده: دو بخش دارد. داشتن عقيده (هر عقيده اي مي توان داشت) ترويج عقيده( محدود است)