کد مطلب: 16624 تعداد بازدید: ۴۱۳

1394/08/12 جلسه ششم

شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴

جلسه ششم 1394/08/12

سیری در سیره نبوی

ضرورت توجه به سیره پیامبر

اولین نیازمندی یک مسلمان شناخت اعتقادات اوست ابتدا باید اسلام را درست بشناسد. برای شناخت درست نیاز به منابع دارد. اصلی ترین منبع قرآن است. اما قرآن کافی نیست در دروره خلفا جمله حسبنا کتاب الله باب شد این یعنی کنار گذاشتن سیره پیامبر و این جمله از نظر شیعه غلط است. سیره معصومین منبع دیگر است. شناخت درست اسلام در گرو شناخت قرآن و معصومین است.

نکنه بعدی : اسلام دعوت به کلیت را کافی نمی داند یکی از برجستگی های دین اسلام در مقابل مکاتب همین نکته است. مثال در آیین زرتشت گفتار نیک پندار نیک کردار نیک داریم این چهار چوب ندارد به کلیت پرداخته.

اسلام چهار چوب و چگونگی و ملاک را می دهد الگو هم مشخص می کند سیره همین الگوست.

کارکرد سیره معصومین

وداعی الله باذنه و سراجا و منیرا

کارکرد سیره معصومین در کلمه سراجا و منیرا مشخص می شود بی توجهی به سیره معصومین نشان دهنده ناقص بودن شناخت از اسلام است.

کاربرد لفظ سیره

در روایات وقتی لفظ سیره به کار می رود منظور سبک زندگی فرد است. در فقه لفظ سیره برای جنگ و جهاد است. سیره در حوزه تاریخ و تاریخ نگاری به تاریخچه و زندگی فرد یا جماعتی مورد نظر می پردازد.

لفظ سیره مورد نظر در سیره نبوی

ریشه سیره از سیر است سیر در وزن فعله است. نوع حرکت را نشان می دهد. چرا نوع حرکت موضوعیت دارد؟ 1- نوع حرکت قابل الگو بداری است زیرا نیازمن شرایط زمانی و مکانی است و مخاطب ندارد.

2- اصول از آن اخراج می شود.این اصول زمان بردار و مکان بردار نیست و مخاطب در آن نقش ندارد.

معنای سیره: منطق حاکم بر رفتار

انواع سیره

1-سیره معصومین:قول معصوم فعل معصوم تقریر معصوم (سکون امضایی است در صورتی که تقیه نباشد.)

شخصی از امام صادق (ع) در حضور افراد عباسیان پرسید خلیفه بعد از رسول چه کسی است؟

امام فرمودند: من بنتهی فی بیته

این جمله دو بخشی است و قابل مججه دادن به ابوبکر است این جمله تقیه بوده و قابل تفسیر دادن به امام علی(ع) است «ه» اول به پیامبر«ه» دوم به حضرت علی (ع) برمیگردد. سیره معصومین برای ما حجیت دارد و قابل الگوبرداری است این حجت داشتن در مقابل پروردگار است.

2-سیره مسلمانان (سیره متشرحه): فقها علما و عرفا

آیا سیره غیر معصوم خوب است؟می توان از این سیره الگوبرداری کرد اما برای ما حجت نیست. در زمان معصوم اگر موافقت معصوم را داشته باشد برای ما حجت دارد. حجیت نداشتن به معنای خوب نبودن نیست.

در دین بصیرت مهم است با این مبنا مخالفت با ولی فقیه در حوزه عمل (از نظر عقلانی) نباید صورت بگیرد.مخالفت نظری می تواند وجود داشته باشد.

3- سیره عقلا:کسانی که مشهور به رفتار عقلانی هستند عقل برای اسلام اهمیت دارد اسلام عقل را در پذیرش دین دخیل می داند به همین دلیل اصول دین تحقیقی است و تقلید جایز نیست. رنسانس در جهان مسیحیت به دلیل دخیل ندانستن عقل در ایمان رخ داد. سیره عقلا در امور غیر دینی می تواند حجیت داشته باشد. به شرطی که مخالف دین نباشد.

بهترین سیره سیره ی معصومین است. استفاده از سیره معصومین مقدمات و پیش فرض هایی دارد

1-    گزارش های قطعی درباره ی رفتار و گفتار پیامبر داشته باشیم این تفاوت عمده بین شیعه و سنی است. به تعبیر شهید مطهری اگر قرآن مسیح را تایید نمی کرد ما نمی توانستیم رگه های تاریخی مسیح را تایید کنیم زیرا بسیار تحریف شده است قرآن تحریف نشده و یک نسخه داریم اما انجیل حداقل 4 نسخه دارد با انتقال و ضبط روایات بود که اسلام زنده ماند.

چرا در فقه تفاوت هایی است؟

مثال: تفاوت وضو در شیعه و سنی:این تفاوت در زمان عثمان رخ داد او به این شکل وضو گرفت و نقل کرد که روزی پیامبر اینگونه وضو گرفته. این بدعت بوده و ربطی به سیره نبی ندارد سیره نبی شفاف و روشن است.

2-    پیامبر و ائمه انسان بودند خود را با فاصله از آنان نبینیم ایشان شئون مختلف دارند مقامات والای آنان است که ما را از آنان جدا می کند و شرط لازم آن عصمت است که ما نداریم .جایی نمی توانیم از آنان الگو برداری کنیم که به آنها شباهت نداشته باشیم و آن عصمت است .

لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه فانما انا بشر مثلکم یوحی الی

بگو من بشری مثل شما هستم ولی به من وحی می شود.

این از روی تنبلی و جهالت است که پیامبر و ائمه را دور کنیم

3-    علاوه بر مسیر قائل به وجود سیره باشیم

دیدگاه های مختلف درباره سیره: 1- داشتن سیره ممکن نیست: منافع فرد

2- داشتن سیره ممکن هست: 1- سیره لزوما مادی است طبقه اجتماعی فرد سیره را مشخص می کند

2- سیره متعالی الهی = فطرت

اگر قائل باشیم سیره وجود دارد یا ندارد آثار زیر را دارد:

1-    اطلاق یا نسبیت اخلاق است

2-    کیفین استخدام وسیله (هدف وسیله را توجیه می کند)

بررسی اثر اول:

در مورد اخلاق چند دیدگاه وجود دارد:

1-    اخلاق مطلقا مطلق است. هیچ امر نسبی در اخلاق وجود ندارد.

2-    اخلاق مطلقا نسبی است هیچ امر ثابتی در اخلاق وجود ندارد ملاک اخلاق اکثریت است

3-    اخلاق مطلقا مطلق نیست یک جا نسبی و جای دیگر مطلق است (دیدگاه اسلام)

دیدگاه اسلام:

تفکیک بین اصل اخلاقی و فعل اخلاقی : مثال: اصل خوردن چیزی است ثابت آیا فعل خوردن هم ثابت است.

در اسلام اصول اخلاقی ثابت و فعل اخلاقی متفاوت است البته قاعده دارد بعضی اصول وجود داردن مثل اصل ساده زیستی اما ساده زیستی ها متفاوت است ساده زیستی هر زمان یک معنا دارد.