کد مطلب: 16656 تعداد بازدید: ۳۶۳

1394/08/19 جلسه هفتم

چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۴

جلسه 7                    1394/08/19

 

سیره نبوی

آثار: 1- نسبیت اخلاق 2- کیفیت استخدام وسیله

 

مقدمه اول

انواع هدف: 1- مشروع 2- نامشروع

برای رسیدن به اهداف مشروع و نامشروع استفاده از ابزار هم می‌تواند مشروع و نامشروع باشد.

آیا می‌توان از ابزار نامشروع برای رسیدن به هدف مشروع استفاده کرد؟

 

مقدمه دوم

انحراف: 1- افراط 2- تفریط

هر ابزاری نمی‌توان استفاده کرد. ابزار درست آن است که با اهداف ما سازگار باشد.

 

مصادیق:

1-   استفاده از امور پوچ و باطل برای اهداف مقدس

2-   دروغ برای کار خیر، چاپلوسی برای کار خیر

3-   جعل خواب و رویا: همه خواب ها باطل نیست، اما رویا و خواب در اصل حجیت ندارد.

4-   جعل حدیث

 

چه عواملی باعث شیوع این تفکر در جامعه شده است؟

انتساب به دین: الف)قصص قرآن ب) انبیا

 

در پاسخ باید گفت که قصص قرآن همه واقعیت است و خداوند از ابزار مناسب (قصه واقعی ) برای هدایت بشر استفاده کرده است.

معتقدند که انبیا در قرآن از ابزار نامشروع استفاده کرده اند. مثلا شکستن بت توسط حضرت ابراهیم که به بت نسبت دادو گفت بل فعله کبیر ان کان ینطق. در اینجا ابراهیم با زدن این سخن آن ها را متوجه ناتوان بودن بت می کند.

رویکرد و سخن متجددین: به تعبیر شهید مطهری وقتی با اهل کفر روبه رو شدید بهتان بزنید.

بهت الذی کفر. نمرود وقتی استدلالهای ابراهیم را دید مبهوت شد. پس بهتان زدن هم درست نیست.

پیامبر اسلام حداقل در دو مورد به صوت مشهود از ابزار غیرمشروع استفاده نکرده اند.

افرادی نزد رسول آمدند و گفتند دعوت تو را می پذیریم اما یک سال بت ها را بپرستیم یا سجده نمی کنیم و درخواست ترک اصول داشتند اما حضرت قبول نکردند و هدف مشروع اما ابزارشان نامشروع بود.

در جایی دیگر زمانی که فرزند پیامبر، ابراهیم از دنیا رفت افرادی بر گریه پیامبر بر فرزندش ایراد وارد کردند. علت خورشیدگرفتگی را گریه پیامبر دانستند و گفتند با این باور افراد به شما ایمان می آورند. حضرت شدیدا با این موضوع برخورد کرد.

در شورای خلافت که در زمان حضرت علی (ع) آمد که عبدالرحمان عوف نزد علی (ع) آمد و گفت با تو همراه می شود به شرطی که به سیره شیخین عمل کنی حضرت پاسخ داد من به سیره رسول عمل خواهم کرد. اگر حضرت علی (ع) قبول کرده بود، مهر تایید به سیره خلفای پیشین بود. برای همین حضرت علی (ع) را سیاستمدار نمی دانند. سیاستمداری این نیست که هر دروغی را برای هر هدفی گفت.

در جنگ صفین لشکر معاویه زودتر رسید و آب را بست و لشکریانش گفتند آب را نبند، اگر علی پیروز شود آب را برتو می بندد و اصحاب بعد از جنگ شریعه را می گیرند و می گویند ما هم آب را بر آنها ببندیم. اما حضرت مخالفت کرد.

امامان معصوم هیچ یک شروع کننده جنگ نبودند و این خود نمونه ای روشن از استفاده نکردن از ابزار نامشروع جهت هدف مشروع است.

 

چرا اسلام تاکید می کند از ابزار نامشروع استفاده نکنید؟

1-   کسی از ابزار نامشروع استفاده می کند که ابزار مشروع نامحدود نداشته باشد. در اسلام منابع غنی وجود  دارد. استفاده از جهالت مردم برای امر دین و اصولا هر امری کار فرعون است.

2-   افشاء حقیقت:

 ما در مقام اثباتیم. در ساختن نمی توانیم از ابزار نامشروع استفاده کنیم .از طرفی باعث تشکیک در همه امور می شود.

 

مبانی استخراج از سیره نبوی:

1-تلاقی در حکم: الف) مقام وضع (آشکار و غیر آشکار)

                     ب) مقام اجرا

در به کارگیری ابزار باید این دو موضوع را جدا کرد.

تعارض و تزاحم

اگر دو حکم با هم تزاحم داشته باشند، می توان اهم و مهم کرد و هدف وسیله را توجیه می کند.

اما اگر دو حکم با هم تعارض داشته باشند، هدف نمی تواند وسیله را توجیه کند.

برای این که اهم و مهم را تشخیص داد، باید به فقیه مراجعه کرد. در باب تزاحم هم اگر راه دیگری وجود ندارد (این شرط اساسی است) می توان از ابزار نامشروع استفاده کرد (نه هر وقت). مثلا تصادف در جاده صورت گرفته و خانمی بیهوش شده و خانم هایی هستند که او را نجات دهند در اینجا برای حفظ جان ضرورتی ندارد  مرد او را نجات دهد. اینجا تزاحم معنی ندارد.

وجود نداشتن راه دیگر در باب تزاحم هم شرط اصلی است.

2-برخی اصول هم مطلق هستند: مثل اصل عدم غدر. مثلا علی (ع) می فرماید: الحرب خدعه. سوال این است که خدعه با غدر چه فرقی دارد؟ خدعه نیرنگ جنگی است و غدر آن است که کسی به ما اطمینان کند و ما از اطمینان او سوء استفاده کنیم.

اصل دیگر از اصول اهم مطلق، عدم تجاوز و از حد گذراندن است.

اصل دیگر اصل عدم انظلام است. مظلوم واقع شدن با ظلم پذیری متفاوت است.

3-   اصول قابل جمع با رفتارهای مختلف:

الف) اصل قدرت و اصل اعمال قدرت

دربرابر دشمن باید کسب قدرت کرد و در جوامع و زمانهای مختلف فرق می کند.

ب) اصل بر سادگی: ساده زیستی در هر زمانی فرق می کند و موقعیت و شخص هم فرق می کند. اصل بر ساده زیستی است اما بروز آن متفاوت است.

ساده زیستی این است که در سطح عموم جامعه زندگی کرد.

ج) اصل نرمش و صلابت: یکی از ویژگی های ائمه این بود که در امور شخصی نرم بودند اما در اصول دین محکم بودند.