کد مطلب: 16841 تعداد بازدید: ۳۵۱

1394/09/03 جلسه نهم

پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۹۴

جلسه نهم 1394/09/03

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بحث موضوعی:

حضور مردم در صحنه یکی از عوامل مهم در پیروزی انقلاب اسلامی است که در هیچ انقلابی به چشم نمی خورد. تشکیل انقلاب که حضور و انگیزه مردم نقش مهم در آن داشت باید تداوم پیدا می کرد. لازم بود این روحیه ادامه پیدا کند. امام (ره) در سال 67 در 2 آذر فرمان بسیج دادند سال 85  تشکیل بسیج طلاب و دانشجویان را داشتیم.

در بیانات مقام معظم رهبری بسیجی واقعی حضرت علی (ع) است که تمام عمر برای خدا مجاهده کرد.

سه گروه به واسطه علی (ع) دفع شدند.

 نکته اول این که این سه گروه وجه مشترکی داشتند و آن مسلمان بودن هر سه آنها بود و اهمیت این که در بخش دافعه سراغ امیرالمؤمنین می‌رویم همین نکته است.

نکته دوم عامل جذب مشابهت است. اگر بخواهیم از سوی امام علی (ع) دفع نشویم باید ویژگی‌هایی که باعث دفع می‌شود در خود از بین ببریم.

در این زمان ما می‌توانیم مخاطب جذب و دفع علی (ع) شویم. پس با شناخت ویژگی های دفع می توانیم جذب علی (ع) شویم.

 

سه گروه مذکور: 1- قاسطین (معاویه و اصحاب) 2- ناکثین (اصحاب جمل)   3- مارقین (خوارج)

 

قاسطین:

از قسط می‌آید اما معنی آن بستگی به کاربرد آن دارد. قاسطین یعنی ظلم کنندگان. معاویه به علت غصب چیزی که حق او نبوده ظالم شناخته می‌شود. اینان اهل بغی هستند. این جماعت مقابل علی (ع) در جنگ صفین ایستادند. امیرالمؤمنین بعد از خلیفه سوم کسی گمان نمی‌برد علی (ع) به خلافت برسد. معاویه زمان خلیفه دوم حاکم شام شده بود. زمان خلیفه سوم هم حاکم شام بود. وقتی علی (ع) به قدرت رسید به ایشان گفتند با معاویه کاری نداشته باشد تا حکومت تثبیت شود اما امام قبول نکرد. این عمل حضرت با عرف سیاسی آن زمان مطابقت نداشت اما اگر امام این کار را می کرد تأیید معاویه بود و بعد این که ظلم هایی که معاویه کرده بود تأیید می‌شد.اگر حضرت سکوت می‌کرد معاویه مدعی بود که خونخواه عثمان است. تحمل امام فایده نداشت چون معاویه خود را آماده حمله کرده بود.

ناکثین:

از نکث می‌آید. این گروه بیعت خود را با حضرت علی (ع) شکستند (زبیر، طلحه، عایشه و...). ویژگی این گروه دنیاطلبی بود. اصحاب جمل انسان هایی اهل دنیا بودند. قبل از جنگ جمل ولید بن عقبه با امام دیدار کرد و گفت علت مخالفت ما با تو سه چیز است: 1- قاتل عثمان هستی 2-  قتال اعراب هستی (کینه جاهلی خود را نشان می‌دهد) 3- تو نمی گویی «فات ما مضی» (گذشته ها گذشته است.)

مارقین:

(مرق) به سرعت از دین خارج شود. تندرو هستند و از امام جامعه جلو می‌زنند. امام هادی در جامعه کبیره این افراد را نابود شده می دانند.

 

واکاوی جریان خوارج:

با بر سر نیزه کردن قرآن مردم را فریب دادند. جریان شکل گیری خوارج ریشه فرهنگی و فکری دارد. مطالعه تاریخ قبل از پیامبر نشان می‌دهد پیامبر برای دعوت به اسلام به اطراف مبلغ می‌فرستاد (کار فرهنگی می کردند). در کشورگشایی ها حجم بالایی به اسلام اضافه شد. به طور مثال ایران زمان فتح مسلمین خیلی بزرگ بود اما متناسب با این فتوحات کار فرهنگی انجام نشد. فتوحات بدون توجه به تغییر ساختار و فکر فرهنگی جامعه بود. در آن زمان همه قرآن در اختیار همه نبود. خلیفه دوم حدیث گفتن را ممنوع کرد و گفت حسبنا کتاب الله.

خلفا هم کار فرهنگی برای دین نکردند. بنابراین مردم ظواهر دین را می‌دیدند و به عمق دین پی نبردند. بخش زیادی از این افراد جامعه اسلامی هم نمی شناختند و درک نمی کردند. چون از ابتدا در محیط جامعه اسلامی نبودند بخش قابل توجهی از آنان عرب نبودند و برده بودند و غیر صحابی و بسیاری پیامبر را ندیده بودند. پس اسلام را درست نشناختند. دین سطحی داشتند.

 

عقاید خوارج:

-        تکفیر علی، عثمان، معاویه، اصحاب تحکیم و جمل مگر توبه کنند.

-        کسانی که به تکفیر افراد فوق قائل نیستند کافرانند.

-        عمل جزئی از ایمان است. نقطه مقابل تفکر مرجئه. نتیجه این تفکر این است که کسی که گناه کبیره کند کافر است.

-        وجوب بلاشرط قیام بر ضد حاکم ستمگر. این نگاه امر به معروف و نهی از منکر تعبدی محض است.

-        نگاه به مسئله خلافت:از «لا حکم الا لله» نتیجه گرفتند نیاز به حاکم نداریم. در انتخاب حاکم ملاک اکثریت را در نظر گرفتند.

تعبدی محض:

امر به معروف و نهی از منکر را به خاطر عبادت بودن آن انجام دهند و نتیجه مهم نیست. نفس عمل مهم است. این با دو شرط امر به معروف و نهی از منکر منافات دارد. 1- احتمال تأثیر (شرط وجود است) 2- عدم ترتب مفسده

این گروه کار به تأثیر نداشتند. یکی از علل نابود شدن آنها همین است.

برخورد علی (ع) با خوارج: 1- قبل از شورش (تحمل و عدم ترد)،

                                     2- بعد از شورش: الف) دعوت که از 12000 نفر فقط 4000 نفر ماندند.

                                                             ب) جنگ

 

در جنگ می گفتند : لا تقتلوا الخوارج، زیرا: - فلیس من طلب الحق فاخطاه کمن طلب باطل فادرکه

                                                 -‌  خوارج ضد بنی امیه بودند

                                                -‌ مانع تضعیف شیعه

                                                - خوارج اهل فرهنگ نیستند

امام علی (ع) در داستان حکمیت چند نگاه داشت: 1- مخالفت اولیه 2- مخالفت با ابوموسی

3- اصل حکمیت

سؤال: چرا درباره خوارج صحبت می‌شود؟

آیا شعار خوارج باقی مانده است؟ نه شعار خوارج باقی نمانده اما روحشان باقی است. شاهد: از امیر المؤمنین (ع) بعد از جنگ با خوارج پرسیدند آیا این قوم از بین رفتند؟ (یعنی این تفکر از بین رفت؟) فرمودند: کلا والله