کد مطلب: 16999 تعداد بازدید: ۳۶۴

1394/09/17 جلسه یازدهم

یکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۴

  

امام حسن(علیه السلام) و  امام حسین (علیه السلام) تفاوت شخصی با هم نداشتند بلکه تفاوت در شرایط زمانی بوده است.

 

در 21 رمضان  سال40 ه.ق  : شهادت امام علی (علیه السلام) = آغاز امامت امام حسن (علیه السلام).

درربیع الاول سال 41 ه.ق   : صلح امام حسن (علیه السلام) با معاویه (8 تا 10 سال)

7 ماه خلافت ضاهری امام حسن(علیه السلام)

                

28 صفر ( سال 49،50،51) : شهادت امام حسن (علیه السلام) = آغاز امامت امام حسین(علیه السلام)

رجب سال 60 ه.ق : معاویه به هلاکت می رسد.

صلح امام حسین (علیه السلام) با معاویه (9تا11سال)

اختلاف در زمان شهادت امام حسن (علیه السلام) به خاطر این است که گزارشهای دقیقی از آن برهه زمانی به خاطر نوع رفتار معاویه و خفقانی که ایجاد کرده بود ، وجود ندارد و همین موضوع باعث شده که ما احادیث کمی از این دو امام  (علیهم السلام)داشته باشیم.

10 محرم سال 61 ه.ق :  شهادت امام حسین(علیه السلام)

با توجه به تعداد سال های صلح امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) ،غلط است که بگوییم امام حسین (علیه السلام) اهل جنگ بود و امام حسن (علیه السلام) اهل جنگ نبود. دلیل صلح امام حسن و امام حسین (علیه السلام)  با معاویه روحیهُ این دو بزرگوار نبوده است بلکه شرایط  جنگ را نداشتند.

شبهه مطلاق بودن امام حسن(علیه السلام) :

می گفتند امام حسن(علیه السلام) زیاد زن می گرفته و طلاق می داده.

پاسخ به شبهه:

1-    دلیل تاریخی: این شبهه در زمان منصور دوانقی (جزء اولین خلفای عباسی) و توسط قاضی او مطرح شد.

انگیره برای طرح این شبهه:

علوی ها :

1-    بزرگ بنی الحسن  : عبدالله محض(عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب)  پدر محمد نفس زکیه.

2-    بزرگ بنی الحسین : امام صادق(علیه السلام)

بنی العباس(خاندان عموی پیامبر) که در حال جنگ با بنی امیه بودند با علوی ها وارد بحث شدند و در جلسه ای به مذاکره پرداختند و از امام صادق (علیه السلام)هم دعوت کردند که عبدالله محض مخالف دعوت امام صادق(علیه السلام) بود (در صورتی که لزوما آدم بدی نبود)عبدالله محض به امام صادق (علیه السلام) میگوید که پسرش ،محمد ،مهدی موعود است ومی خواهند با مهدی موعود برای مقابله با بنی امیه بیعت کنند ، امام صادق(علیه السلام) قبول نمی کند می گوید این جوان مهدی موعود نیست و من حاضرم با شما بیعت کنم برای امر به معروف  و نهی از منکر اما با محمد به عنوان مهدی موعود بیعت نمی کنم و عبدالله محض،امام صادق را متهم به حسادت میکند. بعد ها بنی العباس با عبدالله محض بنی امیه را ساقط میکنند و امام صادق (علیه السلام) به عبدالله محض میگوید که شما طعم خلافت را نمی چشید.بنی العباس به قدرت رسیدند و اولین مخالفشان بنی الحسن بودند چون در مقابله با بنی امیه مشارکت کردند ولی هیچ سهمی از قدرت ندارند ، بنی العباس میخواهند حریف را از میدان به در کنند ،یکی از روشهای از میدان به در کردن حریف بد نام کردن خاندان اوست.خاندان عبدالله از مادری به امام حسین بر میگردد و از طرف پدری به امام حسن(علیه السلام) (عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب) امام علی(علیه السلام) را به دلیل اینکه خلیفه بود نمیتوانستند بد نام کنند می آیند امام حسن (علیه السلام)را با شبهه مطلاق بودن بد نام میکنند.( ریشه مطرح شدن شبهه مطلاق ، رقابت سیاسی بین بنی العباس و بنی الحسن است )

1-    وجود شرط مالی که در صلح نامه نبوده  که یکسری میگویند شرط مالی بوده و با این هدف اتفاق افتاده است که استقلال مالی شیعه تامین شود (که البته تشکیک و تردید وجود دارد)

2-    قاتل امام حسن (علیه السلام) زنش جعده (دختر اشعث بن قیس کندی) بوده که چندین بار امام را مسموم میکند و اگر امام حسن(علیه السلام)  اهل طلاق دادن بود چرا این زنش را طلاق نداد.

3-    امامان ما در مسائل زناشویی قائل به جلوگیری نبودند و عقیم هم نبودند  اگر امام حسن مطلاق بود ،باید در تاریخ تعداد زنهای امام آمده باشد و تعداد فرزندان امام هم باید بیشتر باشد ولی در اکثر نقل های تاریخی،مرحوم شیخ مفید و علامه مجلسی حداکثر فرزندی که برای امام نام بردند 15 تا است و حداکثر زنانی که شمردند 9 تا آمده است که بعضی از آنها کنیز بودندو آزاد شدند.

شبهه مطلاق بودن امام حسن(علیه السلام)  هم از لحاظ تاریخی و هم اعتقادی رد شد.

ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام)

امام رضا (علیه السلام)و امام حسن (علیه السلام) شباهت ها و تفاوت هایی با هم دارند.

تفاوت : امام رضا حکومت را قبول کرد و امام حسن حکومت را واگذار کرد

شباهت : چرا امام رضا(علیه السلام) مانند امام حسن (علیه السلام) به جای شهادت، سازش کرد ؟

چرا سیاست سرکوب گرانه بنی العباس در قبال ائمه(علیهم السلام) تبدیل به سیاست ولایتعهدی شد ؟

طراحی ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام):

در اینجا ابتکار دو فرد مطرح است که در زیر به بررسی آن می پردازیم.

1-    ابتکار فضل بن سهل:

الف- احتمال حسن نیت :

چرایی؟ شیعه بود و با هدف اینکه حکومت را به خاندان پیامبربرگرداند با سیاستی مامون را مجبور یا راضی کرد امام را ولایتعهد خود کند،که با کمک امام مامون را کنار بزنند و امام حکومت را بدست بگیرند.(کسانی که این احتمال را میدهند مستشرقینند مثل جرجی زیدان و ادوارد براون )

وظیفه امام؟ باید قبول کند وبا همکاری فضل ،مامون را آرام آرام تضعیف کنند وکنار بزنند وحکومت را به دست گیرند.

عملکرد امام؟ نه تنها امام با فضل همکاری نمیکند بلکه با معاویه برضد فضل همکاری میکند از باب دفع افسد به فاسد.

( این احتمال قطعا منتفی است چرا که عملکرد امام مخالف این فضا است)

 

 

ب-  احتمال سوء نیت :

چرایی؟ فضل مجوس و غیر مسلمان بوده و خود را به ظاهر اسلام در آورده وهدفش این بوده که دو رقیب جدی را به جان هم بیندازد و به واسطه این دعوا،اسلام را کلا از ایران بیرون کند و خود به قدرت برسد.          

وظیفه امام؟ تضعیف فضل وهمکاری نکردن با او است.

عملکرد امام؟ همکاری با مامون بر ضد فضل .

(این احتمال کاملا رد نمی شود)

 

2-    ابتکار مامون :

الف- احتمال حسن نیت:

چرایی؟ مامون تمایل به شیعه داشت ولی معتزلی بود (مامون اعتراف  می کند که من شیعه بودن را از پدرم آموختم) بین امین و مامون  جنگرخ می دهد و مامون نذر میکند اگراز این مهلکه جان سالم  به در ببرد وبتواند امین را سرکوب کند حکومت را به صاحبان اصلی که ائمه(علیهم السلام) هستند برگرداند و مامون بر امین پیروز شد و اینجا دو نظر وجود دارد :1- نظر شیخ مفید و شیخ صدوق این است که مامون خود را ادا کرد و بعد پشیمان شدو امام را به شهادت رساند(نظردرست).2- نظر مستشرقین این است که نذر کرد ولی آوردنامام به مرو با نیت ادا کردن نذرش نبودو نذرش را فراموش کرد و امام را به شهادت نرساند.

وظیفه امام؟ پیشنهاد مامون را قبول کند و با مامون همکاری کند.

عملکرد امام؟  وقتی تصمیم گرفتند امام را به مرو ببرند الف- مامون کسی را که کینه شدیدی به امامداشت را برای آوردن امام به مرو فرستاد ب – مامون بدون اینکه دلیلاین سفر را بگوید و با امام مشورت کند میخواست امام را به مرو ببرد و با این نگاه : 1- امام امتناع کرد از آمدن در ابتدا و ماموران مجبور شدند به زور امام را ببرند. وقتی امام مجبور به رفتن شد با روشهای مختلف کراهت خود از رفتن به مرو را نشان داد. 1- به نوعی با پیامبر وداع کرد، انگار وداع آخرشاست.2-امام به خانواده اش دستور گریه می دهد3- خانواده را به این سفر نبردند.4- 12هزار درهمی که دستشان بود بین بزرگان و شیعیان تقسیم کرد. مسیر بردن امام طوری بود که ترجیحا از مکانهای شیعه نشین رد نشوند که فقط ازاهواز و نیشابور گذشتند که در نیشابور امام حدیث سلسله الذهب را فرمودند.ج- مقاومت امام در مرو د- استدلال امام در جلسه ولایتعهدی : 1- استدلال امام در جواب پیشنهاد خلافت از طرف مامون. امام فرمودند :« إن کانت هذه الخلافة لك والله جعلها لك فلايجوز أن تخلع لباساً البسکه الله وتجعله لغیرک و إن کانت خلافةلیست فلا یجوز أن تجعل لی ما لیس لک.» وامام خلافت را قبول نکرد چون بستر حکومت فراهم نبود. 2- استدلال دوم در کراهت امام در پذیرش ولیعهدی: « لنا عليكمحق برسول الله  و لكم حق علينا بک فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا حق لكم» ه- شرط امام : 1. کسی را نصب و عزل نکنم 2. رسمی را نگذارم و بر ندارم .

(این احتمال هم منتفی است)

ب- احتمال سوء نیت :

چرایی؟ 1- جلب نظر ایرانیان 2- فرو نشاندن قیامهای علویان مامون (در این بخش نسبتا موفق بود)3-خلع صلاح امام رضا(علیه السلام).

 وظیفه امام ؟ عدم پذیرش و همکاری با مامون در حد دفع افسداز فاسد.

عملکرد امام؟ همکاری با مامون در حد دفع افسد از فاسد.

(این احتمال کاملا رد نمی شود)

بین دو احتمال سوء نیت فضل ومامون ، سوء نیت مامون قویتر است زیرا بعد از رسیدن امام به ولایتعهدی یکی از کسانی که کشته میشود فضل است و اگر ابتکار فضل بود فشارش برداشته میشد و امام از ولایتعهدی کناره میکشید اما مسئله ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام) ادامه می یابد.

آثار ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام):

1-    منتفی کردن تبلیغات ضد علوی

2-    اصلاح احادیث

3-    درست کردن موضع شیعه در حوزه کلامی

استدلال امام در برابر اعتاب برخی شیعیان از پذیرش ولایتعهدی :

امام چند سوال از آنها پرسید و آنها چنین جواب دادند :

1-    پیغمبر خدا بالاتر است یا وصی پیغمبر خدا ؟ پیغمبر

2-    گرفتن حکومت از حاکم کافر بدتر است یا از حاکم مسلمان ولو فاسق باشد؟حاکم کافر

3-    مسئولیت را به او تحمیل کنند بدتر است یا خودش درخواست مسئولیت کند؟خودش در خواست کند

امام رضا (علیه السلام) در جواب آنها فرمود پس چرا خدا حضرت یوسف را که پیغمبر بود به اینکه از حاکم کافر،خودش طلب حکومت کرد ایراد نگرفت.