کد مطلب: 17944 تعداد بازدید: ۳۲۵

94/12/18جلسه شانزدهم

سه شنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۵

علل خارجی قیام امام حسین (علیه السلام)

عوامل ایجابی : 1. عملی  2. نظری

امام حسین (علیه السلام) در دو بعد عوامل ایجابی را برای قیامشان در نظر گرفتند. یکی از آن عوامل ایجابی از جنس عمل ودیگری در حوزه نظر است.

زمانی که امام حسین (علیه السلام) می خواست از مدینه خارج شود  به برادرش محمد حنفیه فرمود : « اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ فِي امّة جدّي اُرِيدُ أَن آمُر بِالمَعرُوفِ وَ أَنهي عَنِ المُنكَرِ وَ أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي وَ أبي علي بن ابي‏طالب» . این سخن ابا عبدالله دو بخش دارد : 1- اصلاح امت جدشان که امر به معروف و نهی از منکر است. 2- عمل کردن به سیره جد و پدرشان.خارج شدن امام حسین (علیه السلام) از مدینه از جنبه عملی، امر به معروف و نهی از منکر است اما فقط این نیست بلکه امام حسین (علیه السلام) می خواست در حوزه نظر، تبلیغ دین را انجام دهد.ودلیل اینکه امام حسین (علیه السلام)  می فرماید : « أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي وَ أبي » و ابی را هم به کارمی برد این است که خیلی ها سیره پیامبر راگرفنه و تغییر ماهیت داده بودند و اگر فقط می گفت  « بِسيرَةِ جَدّي » ممکن بود برداشت از سیره پیامبر ،سیره خلفای اول و دوم و سوم باشد در صورتی که آنها سیره پیامبر را عمل نکرده بودند.و بنابراین امام حسین (علیه السلام) می گوید : « أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي وَ أبي » که این در واقع نافی بقیه سیره هایی بود که بعد از پیامبر در جامعه رواج پیدا کرده بود.امیرالمومنین فرمود اگر بنی امیه بر سر کار بیایداسلام می شود لبس مغلوبه یعنی چیزی از دین باقی نمی ماند.پس امام حسین (علیه السلام)علاوه بر اینکه باید بیاید اصلاح کند باید اسلام را هم معرفی کند.

اگر بخواهیم عوامل قیام را وزن دهی کنیم این سوال مطرح می شود که اگر از امام بیعت نمی خواستند و دعوت کوفیان هم نبود باز هم امام قیام می کرد؟ بله. زیرا حرکت امام حسین (علیه السلام) بر پایه اصلاح امت جدش و معرفی دین ، بویژه در اولی مورد تاکید قرار گرفته است.هم در لحظه شروع قیام در خروج از مدینه وهم درمسیری که اباعبداللهدنبال اصلاح آن است ، مسیری را که توسط معاویه و بعد از او یزید ،اسلام منحرف شده بود. را به مسیر خودش بر گرداند و این اصلی ترین عامل قیام است.اگر این عامل را حذف کنیم امام حسین (علیه السلام) قیام نمی کرد.کما اینکه امام حسین (علیه السلام)  10 سال در دوره معاویه دست به قیام نزد که عوامل متعددی موثر بوده است و یکی از عوامل اصلی این بود که آن انحراف اصلی از اسلام ، که اگر امام حسین (علیه السلام) سکوت می کرداسلام منحرف شده و هیچی از اسلام باقی نمی ماند ، اتفاق نیافتاده بود . معاویه ظاهر السلام بود اما یزید به عنوان خلیفه مسلمین ظاهر السلام نبود و عملا هیچ راهی بجز اینکه امام حسین (علیه السلام)  امر به معروف و نهی از منکر کند نبود. (پس اصلی ترین عامل قیام این است).

امر به معروف و نهی از منکر در قیام امام حسین (علیه السلام) یک مفهوم کلان است که ابزار و اقتضائاتش را ،شرایط زمانی مشخص می کند.تشکیل حکومت یکی از بهترین روش های امر به معروف و نهی از منکر است و یک مدل کوچک از اسلام ناب ایجاد می کند و امر به معروف و نهی از منکر یک مفهوم خاص به معنای اینکه به یزید بگوید شراب نخور و او هم بگوید شراب نمی خورم نیست بلکه یک مفهوم بسیار گسترده است که آن مدل جزئی هم شاملش می شود.

«امر به معروف و نهی از منکر»

1-    چرا امر به معروف و نهی از منکر مهم است.

الف- با نگاه به ادبیات دینی بویژه قرآن و روایات می بینیم که اقتضائش بر این است که هر ملتی امر به معروف و نهی از منکر نکند بدبخت می شود. یعنی بدبختی و خوشبختی ملتها در گرو توجه و عدم توجه به امر به معروف و نهی از منکر است و این نشان می دهد که امر به معروف و نهی از منکر یک واجب معمولی نیست ،واجبی است که اگر ملتها به آن توجه کنند آن مجموعه، رو به صلاح و رستگاری خواهد رفت. امیر المومنین علی (علیه السلام) می فرماید : «اگر ملتی امر به معروف و نهی از منکر نکند، بدان امت بر آن جامعه مسلط می شود و دعای خوبان مستجاب نمی شود».چه چیزی برای انحطاط یک جامعه لازم است جز اینکه کسانی بر آن جامعه مسلط شوند که جزء بدان آن امتند.

ب- اسلام برتری امت را در امر به معروف و نهی از منکر می داند.« كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ، شما بهترين امتی هستيد از ميان مردم پديد آمده ، که امر به معروف و نهی از منکر می کنيد». چرا اسلام پیروان خود را بهترین امت معرفی می کند؟مگر پیروان پیغمبر خاتم چه ویژگی نسبت به پیروان پیامبران دیگر داشته اند ؟آن به خاطر این است که پیروان پیامبر آمران به معروف و ناهیان از منکر هستند.

ج- جدای از این مباحث وقتی به ادبیات روایات می نگریم حتی بقای اسلام را در امر به معروف و نهی از منکر می داند. به این معنی که بقای یک فکر به عمل شدن به آن فکر است. میگوییم فلان فکر زنده است ،چطوری؟وقتی به دستورات آن فکر عمل شود ، و زمانی دستورات اسلام عمل می شود که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه زنده باشد.

در روایت است که به واسطه امر به معروف و نهی از منکر است که فرائض به پا داشته می شود و راهها در آن امن می شود.اگر جامعه امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد امن می شود. امر به معروف و نهی از منکر مسئولیت عمومی است و هیچ کس نمی تواند بگویید که من شرایط امر به معروف و نهی از منکر را ندارم و باید شرایط را کسب کند.

2-    شرایط امر به معروف و نهی از منکر :

الف- رشد و آگاهی : انسان باید نسبت به دو چیز بصیرت داشته باشد.

1 - معروف و منکر: مردم در زمان امام حسین(علیه السلام) به روی کار آمدن یزید را منکر نمی دانستند ولی امام منکر می دانست و منکر هم بود. و امام می فرماید : «وَ عَلَى الاِسْلامِ، السَّلامُ اِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّهُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ ، هنگامى که امّت اسلامى به زمامدارى مثلیزیدگرفتار آید، باید فاتحهاسلامرا خواند!» یعنی حضور یزید در مسند خلافت رسول الله منکر است و مردم زمانی فهمیدند که امام حسین(علیه السلام) شهید شده بود و بزرگان مدینه رفتند شام و فساد یزید را دیدند و تازه فهمیدند یزید منکر است.

2 - آمر و ناهی  باید شرایط زمان را بداندو از اوضاع و احوال جامعه آگاه باشد : یکی از آثار و تبعات آگاهی نسبت به شرایط جامعه،روش ورود به امر به معروف و نهی از منکر است.امام حسین (علیه السلام) ناظر بر شرایط زمان خودش طراحی می کند برای اینکه امر به معروف و نهی از منکرکند.و در آن زمان امام نمی رود بالای منبر و فقط یزید را نصیحت کند و برای این کار عِده و عُده جمع می کند خانواده را می برد و از ابزار حج استفاده می کند و این یعنی آگاه به زمانه بودن.نبض جامعه باید در دست کسی باشد که امر به معروف و نهی از منکر می کند.

ب- احتمال تاثیر : برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر انجام دهید باید مطمئن باشید تاثیر می گذارد.(شرط وجود)

ج- قدرت : قدرت بیان. (شرط وجود)

(شرط وجوب : شرطی که به واسطه آن یک امری بر ما واجب می شود. مانند : استطاعت برای حج.

شرط وجود : برای انجام واجب باید آنرا به وجود بیاورد. مانند: برای نماز باید وضو گرفت)

د- برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر را به وجود آوریم باید تاثیر گذار عمل کنیم

امام حسین (علیه السلام) برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر کند تاثیر گذار عمل می کند،خانواده همراه خود می برد قدرتش را افزایش می دهد و یارانش را جمع می کند.

"امر به معروف و نهی از منکر به راحتی از گردن ساقط نمی شود و باید شرایط را محقق کنیم".

3-    امر به معروف و نهی از منکرنباید مفسده داشته باشد:

اگر نباید مفسده داشته باشد  پس چرا امام حسین (علیه السلام)جان خودش و زن و فرزندانش را به خطر می اندازد؟ در اینجا عدم مفسده ، مطلق نیست.اصطلاحا معروف و منکر هر چه قدر بزرگتر باشد، مفسده ای بزرگتر برای آن فرض می گیریم و می گوییم اشکال ندارد اگر مفسده داشته باشد.مثلا اگر به خاطر تذکر حجابی ، کشته شوید این مفسده به حساب می آید. اما اگر با این تذکر، فرد تذکر دهنده را مسخره کنند این مفسده نیست.امام حسین چرا جانش را به خطر می اندازد؟ چون این مفسده در برابر منکرِ حذف و نابودی اسلام است.اباعبدالله ممکن است در جایی دیگر خودش را به کشتن ندهد چرا که لازم نباشد این مفسده در آنجا رخ بدهد و همسطح آن منکریست که نه مردن و کشته شدن مطلوب است و نه نمردن،مطلوب آن است که آیا با انجام آن عمل هدف نهایی محقق می شود یا نه ،این بهترین مسیر است.

بعضی لفظ قدرت را به غلط اینگونه تفسیر می کنند و امر به معروف و نهی از منکر را امر کردن می دانند و از موضع بالا به پایین نگاه می کنند.

قدرت یعنی امر به معروف و نهی از منکر ، حرف اسلام را به کرسی بنشاند. سوال ، آیا می توان برای به کرسی نشاندن حرف دین خواهش کرد؟ و امر به معروف و نهی از منکر می تواند با خواهش اتفاق بیافتد؟ بله می شود.

هدف امر به معروف و نهی از منکر از بین بردن منکر و بروز معروف است.ممکن است در این حالت امر به معروف و نهی از منکر باعث شود بعضی ها از ترس منکراتی را انجام ندهند و کارشان ریا کارانه شود،اشکال ندارد ،و آن یک درمان دیگری می طلبد و این ریا کاری اگر به منزله این باشد که من در فضای جامعه نتوانم منکری را علنی انجام دهم ،اشکال ندارد.

هدف امر به معروف و نهی از منکر این نیست که فرد اصلاح شود البته که هدف نهایی این است که بالاخره این فرد خودش در مسیر صلاح قرار بگیرد ولی اصل امر به معروف و نهی از منکر این است که جامعه در مسیر صلاح قرار بگیرد با حذف منکر و اجرای معروف. اصلاح فرد، وظیفه امر به معروف و نهی از منکر منکر نیست و هدایت فرد توسط تبلیغ دین و دعوت به خیر است.

4-    مراتب امر به معروف و نهی از منکر :

1-    قلبی : انسان قلبا از منکر انزجار و به معروف علاقه داشته باشد ، یعنی وقتی یک منکر را بیرون ببیند از درون ناراحت شود.و این شخص به تعبیر امیرالمومنین یک سوم ،زنده است .چون قلبش ناراحت می شود.

2-    زبان : در زبان جایی لازم است خشونت به کار گرفته شود و جایی لازم است ملایم و آرام گفته شود و مطلق نمی شود گفت که با چه لحنی باید گفت و امر به معروف و نهی از منکر واقعا به تعداد انسانها و مصادیق و شرایط با هم متفاوت است و نمی شود پیش بینی کرد چه عکس العملی باید نشان داد.به تعبیر شهید مطهری ما از زبان بیش از حد توقع داریم یعنی فکر می کنیم فقط با زبان بگوییم کافیست.زبان هم ظرفیتی دارد، تکرار یکی از روشهای تاثیر گزار زبانی است.

3-    عملی : به دو معنا است

الف – قدرت و فشار :با ضرب و زور امر به معروف و نهی از منکر کردن.اگر حکومت اسلامی نباشد با نظر مجتهد می توان خیلی کارها را کرد اما در جامعه و حکومت اسلامی این سنخ عمل که حذف منکر و برقراری معروف است، جنبه عملی از حوزه وظایف حکومت اسلامی است و ما در دوره حکومت اسلامی نمی توانیم امر به معروف و نهی از منکر عملی به معنای قدرت و زور کنیم.زمانی که حکومت اسلامی هم نباشد ما نمی توانیم مستقلا عمل کنیم  ،فتوای یک مجتهد باید باشد.

ب – دعوت عملی :امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم ، مردم را با غير زبان خود [به مذهب خويش] دعوت كنيد». امر به معروف و نهی از منکر با زبان لازم است ،اما جاهایی ممکن است امر به معروف و نهی از منکر عملی انجام شود.

یکی از جدی ترین آسیب ها در امر به معروف و نهی از منکر این است که مردم از زبان ما می شنوند ولی در عمل برعکس آن را در زندگیمان می بینند.اگر می خواهیم جامعه را در مسیر صلاح قرار دهیم مهمتر از همه این است که خودمان در مسیر صلاح قرار بگیریم و الگو باشیم.

5-    کارنامه ما :

اهمیتی به امر به معروف و نهی از منکر نمی دهیم و آنهایی که اهمیت می دهند کارنامه خوبی به جا نگذاشته اند، شرایط را نداریم و نرفتیم کسب کنیم و الان تا گفته می شود امر به معروف و نهی از منکر اولین چیزی که به ذهن عموم مردم جامعه میرسد گیر دادن است در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر ریشه اش در محبت و دلسوزی است.

امر به معروف و نهی از منکر انقدر مهم است که هم امر به معروف و نهی از منکر به قیام اباعبدالله اجر و قرب می دهد و هم حماسه  امام حسین (علیه السلام)  امر به معروف و نهی از منکر را در نزد جامعه بالا می برد.

یکی از آسیب هایی که در جامعه داریم این است که امر به معروف و نهی از منکررا تقلیل داده ایم به گیر دادن های شخصی در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر خیلی فراتر از این حرفها است. انقدر فراتر که اباعبدالله هدف اصلی قیامش را و امام خمینی (ره) مبنای قیامش را امر به معروف و نهی از منکر قرار داد.