کد مطلب: 19004 تعداد بازدید: ۱۰۰

95/02/07 جلسه بیستم

سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۵

امر به معروف و نهی از منکر

ریشه :حب و وداد دینی

رابطه محبت آمیز و وداد گونه آحاد مومنین و مومنات نسبت به همدیگر آنها را وا می دارد که امر به معروف و نهی از منکر

کنند.

وقتی خداوند می خواهد صحبت از ارسال پیامبران برای هدایت جامعه انجام دهد می فرماید: "و ارسلنا الیهم اخاه ... " لفظ اخاه را می آورد یعنی رابطه محبت آمیز است. و این خیلی در نحوه امر به معروف و نهی از منکر و خروجی آن موثر است.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر :

نظری

الف- آیات :

در آیات داریم "كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ ، شما بهترین امتید" به شرط اینکه "أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ

،امر به معروف  و نهی از منکر کنند". شرط اینکه امت ما ،امت خیر وسط و مطلوب باشد این است که امر به معروف و نهی از منکر کنیم .

میزان و ملاک سنجش اقوام ،جوامع و ملل در این است که چقدر پایبند امر به معروف و نهی از منکر هستند.

ب- روایات :

-        "سعادت امت ها در گرو امر به معروف و نهی از منکر است" یعنی اگر امتی می خواهد به سعادت برسد لاجرم باید امر به معروف و نهی از منکر کند و اگر امتی امر به معروف و نهی از منکر نکند دچار شقاوت می شود. در مثال تاریخی : قوم لوط ،ثمود و بقیه قوم هایی که دچار عذاب شدند، همه مردم گناه کار نبودند بلکه تعدادی از آنها گناهکار بودند و آنهایی که گنهکار نبودند هم عذاب می شدند چون آنها یا سکوت کردند یا راضی بودند.

-        در روایتی دیگر است که "اگر امر به معروف و نهی از منکر نکنید بَدان امت بر شما مسلط می شوند و دعای خوبان امت ،دیگر مستجاب نمی شود" امر به معروف و نهی از منکر در واقع سنت الهی است.

-        از این دست روایات زیاد داریم که  امر به معروف و نهی از منکر عامل امنیت کسب و کار حلال است.

ج- عقل :

عقل حکم می کند برای اینکه ارزشها پا برجا باشد و ضد ارزشها اجرا نشود و ارزشها و ضد ارزشها جایشان با هم عوض نشود باید امر به معروف و نهی از منکر اتفاق بیافتد و این از آن جهت است که امر به معروف و نهی از منکر یک امر درون دینی نیست.درست است که دین  امر به معروف و نهی از منکر را سازمان و ساختار داده ولی امر به معروف و نهی از منکر امری فراتر از دین است.نویسنده امریکایی به نام مایکل هوک کتابی دارد به نام امر به معروف و نهی از منکر.او دلیل نوشتن این کتاب را در مقدمه اینطور نوشته که یک روز در مترو فردی به یک زن تعرض می کند ولی کسی چیزی نگفت ومن به فکر فرو رفتم که چرا جامعه ما این طور شده و چه کار می شود کرد و رفتم دنبال جواب و دیدم آنچیزی که در اسلام به عنوان امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه عمومی است، این دوا و راه حل چیزی است که دیدم . و این خیلی مسئله مهمی است که در جامعه غیر دینی امر به معروف و نهی از منکر جایگاه دارد.

عملی :وجود دایره حسبه

امر به معروف و نهی از منکر آنقدر مهم است که در تاریخ ما چیزی به نام دایره حسبه درست شده است که بر می گردد به قرن های گذشته .دایره حسبه نشان دهنده این است که امر به معروف و نهی از منکر فقط ، محدود به منکر های ظاهری نیست و خیلی فراتر از آن است . در جمهوری اسلامی دایره حسبه نیز به نوعی دیده شده .

 

مراحل امر به معروف و نهی از منکر :

الف- قلبی : حالت انزجار از انجام منکر و ترک معروف.

ب- لسان : با لسان وارد می شود و اولویت با لسان نرم (قول لین)است.

خداوند به حضرت موسی وهارون می فرمایید:" اذْهَبا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى " ، " فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا..."

اصل بر این است، ولی به این معنی نیست که فقط با قول لین صحبت کنیم جایی لازم است درشتی کنیم ،شرایط ،تاثیر گذار است.

ج- ید : این مرحله از نظر دینی و فقهی در اختیار حکومت است.

کسی نمی تواند برای امر و نهی ، کسی را ضرب و جرح کند و اگر نیاز هم باشد در دایره اختیارات حکومت است.

امیرالمومنین برای هر کدام از این مراحل یک سوم را قرار داده و فرموده اند : هر کس قلبش از ترک معروف و انجام منکر ناراحت شود،یک سوم زنده است. کسی که در لسان بیان کند ،دو سوم زنده است.و هر کس وارد مرحله عملیاتی شود انسان حی و زنده است.

شرایط امر و نهی :

1.     بصیرت و آگاهی نسبت به معروف و منکر

2.     عدم وجود مفسده : بستگی به معروف و منکر دارد هر چه  معروف و منکر بزرگتر باشد اشکالی ندارد مفسده ای که بر آن مترتب می شود یزرگتر باشد مانند: امام حسین (علیه السلام) که برای حفظ دین شهید می شود.

3.     اصرار متخلف

4.     احتمال تاثیر:

-        زمانِ تاثیر: نباید از امر به معروف و نهی از منکر تاثیر آنی بطلبید.

-        مخاطبِ تاثیر: لزوما مخاطب فقط فرد متخلف که امر به معروف و نهی از منکر می شود نیست بلکه اطرافیان هم تاثیر می پذیرند

-        کارکرد اخلاقی شخصی و نقش تربیتی دارد

-        فضا : باید جامعه را همراه کرد و با امر به معروف و نهی از منکر به دیگران جرات امر به معروف و نهی از منکر داد.

-        زمینه سازی برای تاثیر :با محبت ،دوستی ،هدیه و...

 

دلایل بی اعتنایی مردم :

دلایل نظری :

1-    امر به معروف و نهی از منکر آنگونه که باید،از لحاظ نظری در جامعه جا نیافتاده است.به تعبیر شهید مطهری امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک امر اصلاحی نیازمند به اصلاح دارد ، متاسفانه حشو و اضافه هایی به امر به معروف و نهی از منکر اضافه شده که این امر به معروف و نهی از منکر را از مسیر اصلی خودش خارج کرده پس نیازمند اصلاح است.

2-    کج فهمی در مراتب سه گانه امر به معروف و نهی از منکر تاثیرگذار است : به جای خیر خواهی با حرص امر به معروف و نهی از منکر می کنند و تند برخورد می کنند.

دلایل عملی :

1-    تبلیغ عملی نمی کنیم و به تعبیر شهید مطهری بیشتر زبانمان کار می کند و برای زبان سهم بیش از حد قائل هستیم،در صورتی که در بعضی موارد عمل لازم است . بحث اینکه امام صادق (علیه السلام) می فرمایند "كونوادُعاةًلِلنّاسِبِغَيرِ ألسِنَتِكُم، مردم را با غير زبان خود [به مذهب خويش] دعوت كنيد "اینجاست.

2-    از لحاظ عملی یکی از مشکلاتی که داریم این است که منطق ، بر رفتار امر به معروف و نهی از منکر ما حاکم نیست.

امر به معروف و نهی از منکر نیازمند دو چیز است:

1-    اعتقاد داشته باشیم که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اجرا شود.

2-    توانمان را برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه بالا ببریم .

راهکار موثر بودن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه :

1-    شناخت : مبانی موضوعات و مسائل را تبیین کنیم و شبهه زدایی کنیم

2-    گرایش :الگو سازی مناسب و خوب و تضعیف الگو های بد

3-    رفتار

 

اجتهاد و تقلید

اجتهاد

معنا :

-        لغوی : اجتهاد از جَهد می آید به معنی تلاش و کوشش

-        اصطلاحی : احکام دین را از منابع شرعی استخراج کردن

انواع اجتهاد :

اجتهادِ ممنوع (اجتهاد به رای):

 اجتهادی است که فرد، منابع چهار گانه را کنار می گذارد و به سراغ چیزی می رود که در این منابع نیست و نظر خودش را به جای نظر دین مطرح می کند به این صورت که کتاب و سنت ،جواب ما را ندارد و ما برای اینکه بتوانیم نیازمان را بر طرف کنیم از خارج از منابع شرعی که برای ما تعیین شده و خارج از روش های تعیین شده اجتهاد کنیم . مانند اهل تسنن که قیاس مستنبط عِلّه (قیاسی است که ما علت را استنباط می کنیم، و می گوییم به این دلیل حکم صادر شده) و قیاس استحسان و استصلاح و... را قبول دارند که این قیاسها رد هستند.و شیعیان قیاس منصوص عِلّه(علت در نص آمده) را قبول دارند . یکی از دلایلی که در بین علمای اهل سنت این مدل اجتهاد وجود دارد ،فقر منابع و سیره است چون آنها قرآن را دارند که روایت تفسیرش نکرده و فقط سنت پیامبر را دارند که آنهم درست به آنها نرسیده. اما در شیعه اینطور نیست برای همین شیعه می رود به سمت اجتهاد مشروع.

اجتهادِ مشروع :

اجتهادی است که حکم را از روی ادله شرعیه استخراج کنند و  منابع شرعیه :

1-     کتاب(قران) :از نظر شیعه قرآن قطعی الصدور و ظنی الدلاله است.

2-    سنت(روایات) :ظنی الصدور و ظنی الدلاله است واینکه می گوییم فلان روایت مثلا صحیح است، قطع عقلانی است نه قطع عملی به این معنا که بگوییم مطمئن هستیم و یا با چشم خود دیده ایم.

در بین شیعه گروهی وجود دارند که رگه هایی از آنها تا الان وجود دارد که در تاریخ شیعه به آنها گروه های اخباری یا اخباری گری می گویند.و حرفشان این است که :

·       عقل نمی تواند به خیلی از مسائل ورود کند.

·       و می گویند قرآن " لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ "است به این معنا که بجز ائمه هیچ کس نمی تواند قرآن را فهم کند

و فقط روایا ت می ماندکه اینها روایات را مبنا قرار می دادند و قطعی الصدور می دانستند. ملا امین استر آبای سردمدار این گروه بود.

3-    اجماع : دو تا اجماع محصل و غیر محصل داریم. از نظر شیعه اجماعی مورد پذیرش است که کاشف از قول معصوم باشد یعنی شیعه عملا بهایی برای اجماع قائل نیست و اجماع را فقط برای این آورده ایم که از لحاظ اسمی در قالب منابع ،وحدت بین شیعه و سنی داشته باشیم و اجماعی که باید کاشف از قول معصوم باشد خیلی فرقی با سنت ندارد.

4-    عقل

ما به این دلیل به اجتهاد نیاز داریم چون اگر دین بخواهد نیاز جامعه را بر طرف کند باید سازوکار داشته باشد ،سازوکار دین برای پاسخگویی به نیاز های روز بشر اجتهاد است.

تقلید :

معنا :

لغوی :از قَلَدَ می آید به معنی ملازمت با کسی

اصطلاحی :احکام شرعی را از کسی که می تواند احکام شرعی را استنباط کند تبعیت کنیم

انواع تقلید :

1-    تقلید ممنوع :

-        جاهل از جاهل

-        عالم از جاهل

-        عالم از عالم

-        جاهل از عالم هم می تواند ممنوع باشد به شرطی که این تبعیت  کورکورانه و محض باشد.

 

2-    تقلید مشروع : تقلیدی باشد که از کسی که شرایطش را دارد انجام دهیم

-        شرایط اخلاقی : صائنا لنفسِهِ ، حافِظالِدينِهِ،  مُخالِفا على هَواهُ ، مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ ، فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ

-        شرایط عملی : توانایی استنباط احکام را داشته باشد.

آیا تقلید واجب است ؟ نه

هر کس برای انجام احکام شرعی سه راهکار دارد:

1-    خودش دین را بشناسد

2-    احتیاط کند

3-    تقلید کند

و راهی بجز این سه راه نیست که راحتترین راه تقلید است

فلسفه تقلید و اجتهاد این است که ما یکسری دستورات کلی داریم که باید با مسائل روز تطبیق داده شود و این ،کار هر کسی نیست.