کد مطلب: 19418 تعداد بازدید: ۲۰۸

95/07/03 جلسه اول

یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵

مباحث زنان(حقوق زنان)

مقدمه

1.     باید بین مفهوم و مصداق تعارض قائل شویم : وقتی می گوییم اسلام این را می گوید ممکن است در عالم 5 نفر را هم پیدا نکنید این کار را انجام دهد، این ربطی به اسلام ندارد. ما اینجا نگاه اسلام را تبیین می کنیم رفتار مسلمین را توجیه نمی کنیم.

2.     در زندگی ،اخلاق بر حقوق تقدم دارد : حقوق آن مرزهاست که از آن مرزها نباید عبور کرد و گرنه زندگی اصلش براخلاق است و زندگی بر مبنای حقوق یک زندگی مکانیکی می شود و تداوم پیدا نمی کند و اصلا هم زندگی واقعی اسلامی نیست.حقوقمان را یاد میگیریم تا تا بدانیم وظایفمان چیست.

 

3.     قوانین همیشه جنبه عام بودن دارند : نمی توانیم برای استثناء قانون بگذاریم (اصلا امکان ندارد) قانون را باید برای عموم گذاشت ،استثنائات فرع موضوع هستند.

4.     باز خوانی ارزشها : ارزشهای اسلامی در حوزه خانواده متاسفانه در جامعه ما از بین رفته ،نگوییم کاملا ،بعضا به ضد ارزش تبدیل شده . ارزشهایی که در نهاد خانواده توسط دین گنجانده شده یک هدف غایی دارد و آن هدف غایی این است که از امیرالمومنین پرسیدند که حضرت زهرا را چگونه یافتی ،ایشان فرمودند  : "نعم العون علی طاعة اللَّه، او بهترین یاور است بر اطاعت خدا." هدف زندگی همه ما عبادت خداست بنابراین ازدواج هم جزئی از این زندگی است و هدفش عبودیت است.در نظام خانواده می شود خانواده را به نظام منظبت و مسئولیت آفرین تبدیل کرد، حفظ نسل ناشی از میل فطری والدین است رشد نسل باعث می شود نهاد خانواده نهاد استراتژیک و نهاد مهم تربیتی شود ، این ارزش است . آنچیزی که نهاد خانواده رابه سمت کمال برساند ارزش است، و آنچیزی که نهاد خانواده را به سمت کمال سوق ندهد تبدیل به ضد ارزش می شود .این ملاک دین است و ارزشها کهنه نمی شوند چون فطری هستند.

 

5.     یکی از ایراداتی که در نگاه مباحث زنان وجود دارد نگاه جزئی نگرانه است .یعنی به اسلام جزء به جزء نگاه می کنند . در صورتی که این احکام به هم پیوسته است . نگاه اسلام به مسائل زنان ،نگاه سیستمی است . نطام حقوق زن در اسلام یک کل به هم پیوسته است و اینها همدیگر را کامل می کنند.

 

6.     در نگاه اسلام حق و تکلیف دو روی یک سکه است یعنی هر کسی که حقی دارد تکلیفی هم دارد و هر کس تکلیفی دارد حقی دارد.

 

7.     در مباحث دو نگاه وجود دارد که هر دو غلط است:افراط و تفریط.

تفریط در غالب تحجر نمود پیدا می کند و افراط در غالب فمینیسم اسلامی مطرح می شود.

 

اخلاق جنسی درغرب و اسلام

منظور از اخلاق جنسی، باید ها و نباید هایی است که در مسائل و تعاملات جنسی مطرح است و چه نظام و مبانی ای در این تعاملات و مسائل از نگاه اسلام و غرب مطرح است. شهید مطهری اول نگاه غرب را نقد می کند.

اخلاق جنسی در غرب:

در غرب در خصوص مسائل جنسی افراط و تفریط وجود داشته و دارد .چون ریشه افراط و تفریط جهل است امکان اتفاق همزمان وجود دارد کسی که اهل تفریط است اهل افراط هم است و بالعکس.

1.     تفریط : یعنی زن به عنوان موجودی دسته چندم،فساد انگیز و مشکل دار باید در پستو ها بماند.مورد اعتنا قرار نگیرند و حتی حق مالکیت نداشتند.مبنا و ریشه این نگاه از اینجا نشات می گیرد در تاریخ مسیحیت برخی از بزرگان مثل حضرت مریم، حضرت عیسی و حضرت یحیی مجرد بودند.و میگویند اگر ازدواج خوب بود این بزرگان ازدواج می کردند.

 

ریشه های نگاه تفریطی غرب :

1-  این نگاه اعتقاد به ذاتی بودن پلیدی روابط جنسی است.2-  این است که مرد مالک زن محسوب می شود (این نگاه در کشور های غیر غربی هم وجود داشته) .3-  مرد از پدر بودن خودش اطمینان داشته باشد برای همین روابط جنسی همسر خود را محدود می کند. 4- وابستگی اقتصادی زن به مرد ، در غرب تا زمان انقلاب صنعتی مالکیتی برای زن متصور نبوده است.وقتی زن از نظر اقتصادی وابسته به مرد باشد این نوع ظلم قابل اجرا است و زن راهی ندارد جز اینکه در سیطره مرد باشد.(مجازات های زنان در تاریخ ایران و یهود هم داریم.)5- برخی از اندیشمندان غربی معتقدند ریشه اخلاق جنسی قدیم ،حسادت مردان است (آنچیزی که در اسلام غیرت گفته می شود) .نتیجه این نگاه این می شد که برای زن یکسری محدودیت های غیر منطقی بار شد. این نوع فرهنگ و تمدن غرب به تعبیر شهید مطهری از انقلاب صنعتی موثر تر بود.این نگاه ،غرب را به سمت افراط برد.برای اینکه زنان از آن وضع فرار کنند به این وضع کشیده شدند و اخلاق جنسی نوین مطرح شد.و این در واقع همان افراطی است که غرب رقم زده شد.مبنای اخلاق جنسی نوین انسان محوری و لذت محوری است . به تعبیر شهید مطهری اخلاق جنسی قدیم، اگر انسان بودن زن را فراموش کرد در اخلاق جنسی نوین زن بودن زن فراموش شد.زن هم انسان است هم زن که هم باید به ویژگی های انسانی او توجه کرد هم ویژگی های زنانگی او.

ریشه های نگاه افراطی غرب :

1-    فلسفی :

آن ریشه فلسفی ،آزادی است ، نگاه غرب در خصوص آزادی این است که تا جایی آزادی ،که آزادی دیگران را محدود نکنی و در بحث جنسی هم همین است ،بر اساس این تعریف نمی توان آزادی جنسی فرد را محدود به خانواده کرد. در نگاه غرب زن و مرد تا جایی آزادی جنسی دارند که آزادی جنسی همسر خود را محدود نکنند . زمانی این اتفاق درست رقم می خورد که همه جامعه با هم مساوی باشند پس زمانی می توانیم صحبت از آزادی جنسی بکنیم که کسی نتواند با اعمال زور آزادی دیگران را محدود کند بدون اینکه آزادی خودش محدود شود . آزادی جنسی بی قید و بند برای یک نفر ضرر بسیار بزرگی دارد چون خود فرد را از مسیر رشد باز می دارد . تعریف اسلام از آزادی ،نبود مانع برای رشد است و نگاه فلسفی غرب به جامعه باعث میشود که در این جامعه تک تک آدم هایش نتوانند در مسیر رشد قدم بردارند ،چون ارضاء بی قید و بند هر غریزه ای از جمله غریزه جنسی مانع رشد انسان می شود پس باید در چهار چوب ، به غرایز پاسخ داد . اسلام به کرامت ذاتی انسانی انسان معتقد است  .

سوال :غربی ها می گویند شما مقوله ای به نام عفت را مطرح می کنید تا پدر از پدر بودن خودش اطمینان پیدا کند یعنی ساز و کار عفت فقط برای این کاراست که ما برای این کار روش های دیگری داریم ( مثلا روش های جلوگیری ، DNA ) پس چرا شما مقوله عفت را می گذارید که از نگاه غربی متعارض آزادی جنسی است ، پس عفت منتفی است .

پاسخ : عفت فقط برای اطمینان پدر از پدر بودنش نیست بلکه این کاربرد را هم دارد ، به تعبیر دیگر این دلیل حکم و موضوع نیست و کارکرد هایی در مورد خانواده  هم دارد . 1- خانواده محل اتحاد عواطف و روح است ، محل سکونت و آرامش . در نگاه دینی فلسفه عفت این است که خانواده از لحاظ روحی و عاطفی به یک اتحاد برسد در صورتی که پیروی از شهوت چنین نتیجه ای ندارد . مبنای خانواده فقط روابط جنسی نیست ، عفت کمک می کند وحدت عاطفه و روح در خانواده حاکم شود . 2- کاربرد دیگر عفت  این است که اگر جامعه را رها کنیم و قید و بند نداشته باشد عملا نیروهای اجتماعی هدر می رود . بعضا برخی پیروان غرب در کشور ما با این نگاه که حجاب نصف نیروی اجتماعی را از میدان به در می کند حجاب را کنار می گذارند تا کل جامعه نیروهای فعال جامعه شوند و اگر این حالت باشد نصف جامعه که مرد ها بودند و فعال بودند با این کار همان نصف دیگر هم فعال نیستند . 3- یکی دیگر از کاربرد های عفت این است که خانواده محل رشد و تربیت نسل بعد است ، غرب دولت را جایگزین پدر و مادر ( خانواده ) کرده است .

2-    تربیتی :

سوال : غربی ها می گویند آیا قبول دارید سعادت بشر در گرو پرورش همه استعداد هایش است ؟ ( از مقدمه درست نتیجه غلط می گیرند ) پس استعداد جنسی را باید در خودمان رشد دهیم و رهایش کنیم .

پاسخ : آیا پرورش دادن یک استعداد به معنای رها کردن آن است ؟

وقتی اسلام می گوید پرورش همه استعداد ها ، مخالف حذف بقیه استعداد ها نیست و به خاطر همین در اسلام تعریف انسان کامل ، انسانی است که همه استعداد هایش به طور متوازن با هم رشد کنند ، است. آیا نیاز های جنسی هم باید رشد کنند ؟ بله باید رشد کنند . امام (ره ) در چهل حدیث می فرمایند : "غریزه شریفه شهوت "  . شهوت تا زمانی شریف است که در چهار چوب و با منطق اسلامی رشد کند و همین عامل رشد انسان است و اگر نبود ازدواج عامل رشد نبود . در اسلام چیزی به نام نفس کشی و غریزه کشی نداریم و وقتی می گویند میراندن نفس منظور نفس اماره است چون امر به کار بد می کند که اگر مدیریت شود و آن را بکشی ، پیروز هستی و بقیه نفوس راحت تر رشد می کنند . در اسلام مدیریت غرایز و استعداد ها را داریم در صورتی که سرکوب غرایز باعث طغیان است . اسلام در روابط جنسی نه افراط را قبول دارد نه تفریط را .

3 – اخلاقی :

سوال : غربی ها می گویند و ما در ادبیات عرب هم بیان می کنیم «الانسان حريص علي ما منع» نتیجه اینکه اگر انسان را از مسائل جنسی منع کنیم ، حریص می شود .

پاسخ : اولا: روایت نیست و یک ضرب المثل است . دوما : آیا انسان از چیزی که منع می شود حریص آن می شود ؟ منع ممکن است یک جاهایی حرص بیاورد ولی لزوما حرص آور نیست . منع زمانی حرص آور است که تحریک کننده ای باشد .

میل جنسی دو بعد دارد ، 1 - جسمی  : که از این لحاظ میل جنسی اشباع می شود 2 – روحی : که از این لحاظ میل جنسی اشباع نمی شود . بهترین دلیل برای اینکه اگر میل جنسی را باز بزاری انسان ها حریص نمی شوند عملکرد غرب است «ادل الدلیل علی امکانشیئ وقوعه». منع همراه با توجیه و توضیح مسئله مهمی است . حرص لزوما چیز بدی نیست .