کد مطلب: 20964 تعداد بازدید: ۲۲۴

فن ترجمه 24

یکشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۶

نکته 24:

در زبان فارسی فعل لازم فعلی است که به تنهايی دارای معنی تمام باشد؛ و فعل متعدی فعلی است که معنی آن به وسيله کلمه ديگری که مفعول خوانده می­شود، تمام شود. برای مثال در «محمد آمد» فعل «آمد» معنی جمله را کامل کرده، و عمل «آمدن» با فاعل محقق شده است. اما در عبارت «محمد آورد» فعل برای محقق شدن نياز به کلمه ديگری دارد، که به آن مفعول گفته می­شود. در زبان فارسی فعل­هايی وجود دارند که گاهی لازم و گاهی متعدی به کار می­روند. برای مثال «شيشه شکست، آب ريخت، آش پخت» لازم و «محمد شيشه شکست، او آب ريخت و آش را پخت» متعدی هستند.

در زبان فارسی هر فعلی ممکن است دارای متمم باشد. متمم فعل يک يا چند کلمه است که با يکی از حروف اضافه به جمله اضافه می­شود و مفهوم جديدی به آن می­بخشد. متمم با مفعول فرق دارد. مفعول مختص فعل متعدی است و بدون آن معنی ناقص است، ولی متمم با فعل لازم و متعدی بکار می­رود، و معنای عبارت بدون متمم ناقص نمی­شود. متمم ممکن است معنی زمان يا مکان، علت، ابزار، يا کيفيت وقوع فعل باشد.

در زبان عربی نيز فعل به لازم، متعدی و دو وجهی تقسيم می­شود. متمم نيز به صورت قيدهای مختلف «مفعول فيه، مفعول له، حال، و …» به عبارت اضافه می­شود و معنای جديدی به جمله می­بخشد.

برخی افعال در هر دو زبان متعدی و برخی در هر دو زبان لازم هستند. ترجمه اين افعال مشکل نيست. برای مثال «أوقَفَ: متوقف کرد، دحرَجَ: غلتاند» در هر دو زبان متعدی و «إنطفأَ: خاموش شد، تَعَکَّرَ: گل آلود شد، نَزَحَ:  کوچ کرد» در هر دو زبان لازم می­باشند.

برخی افعال در يک زبان لازم و در زبان ديگر متعدی هستند. ترجمه اينگونه افعال نياز به دقت و مراجعه به کتاب لغت دارد. برای مثال «از او ترسيد، با او ديدار کرد» در زبان فارسی لازم و در زبان عربی «خافَهُ، قابَلَه» متعدی هستند.

برخی افعال در زبان فارسی با حرف اضافه بکار می­روند ولی در زبان عربی نياز به حرف اضافه ندارند. برای مثال «از استاد پرسيدم: سألتُ الأستاذَ، به من جواب داد: أجابني، به شهر حمله کردند: هاجموا المدينةَ، با او جنگيد: قاتلَهُ».

تمرين 24: در عبارات زير فعل لازم و متعدی و متمم را مشخص کنيد.

أ‌)      محمد آمد. محمد از مدرسه به خانه رفت. حسن به سرعت از مدرسه خارج شد. فاطمه برای استراحت با اتوبوس به خانه برگشت. مريم از کتابخانه چند کتاب به امانت گرفت. علی سنگ بزرگ را در خيابان غلتاند.

ب‌)  با مقايسه افعال زير در فارسی و عربی لازم و متعدی بودن هر يک را مشخص کنيد.

«بستری شد: لزِمَ الفراشَ/ اخم کرد: تَقَطَّبَ/ خاموش شد: إنطفَأَ/ درخت برگ داد: أورَقَت الشجَرَةُ/

منطقه را به اردوگاه تبديل کرد: حوَّلَ المنطقَةَ الی مُعسکر/ توضيح نداد: لم يُعطِ تفصيلاً/

آغوش گشود: فتَحَ ذراعَيه/ عکس را چسباند: التصقَ الصورةَ/ پارچه را بريد: قصَّ القُماشَ/

نقاشی را رنگ آميزی کرد: لوَّنَ الرَّسمَ/ شمع را فوت کرد: نَفَخَ علی الشمعِ/

در مقابل دشمن مقاومت کرد: قاومَ الأعداءَ/ با او مصاحبت کرد: قابلَهُ».