کد مطلب: 21355 تعداد بازدید: ۶۸۸

تکریم و حفظ شئون اعضای خانواده

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶

اسلام برای حفظ تعادل و تعا لی خانواده، جایگاه مرد وزن را دقیقا معین کرده است و در قرآن کریم اشاره به قوا میت مردان شده است.

« الرِجالُ قوّامونَ علی النساءبِمافَضّلَ الله بعضهم علی بَعض »[1]مردان مسئوليت نگهداري و پابرجايي زنان و جامعه را بر عهده دارند،

 
تفسیر قوا میت

 قوّام در کلام عرب به معني کسي است که مي تواند بازوي ديگري را بگيرد و او را ايستاده در کنار خود نگه دارد.[2]و به معناي قيام کننده کامل به امور، اعمال، مدبر و تنظيم کننده زندگي است.که منظور از « بما فضل الله بعضهم علي بعض» فضیلت ها یی است که خداي تعالي به حسب طاقتي که مردان بر اعمال دشوار دارند به ايشان داده است. چون زندگي زنان يک زندگي احساسي و عاطفي است که اساس و سرمايه اش رقت و لطافت است.[3]

 يعني خداي سبحان در مقام تکوين و خلقت، خصوصياتي مانند: استقامت، صبر، تحمل شدائد، توانايي بدني، قدرت تفکر و تحليل به مردان بيشتر داده است و براي زن چنين توانايي و قدرتي از لحاظ نيروهاي بدني نيست.[4]

سبب قوام بودن همسر

خدای سبحان به دو جهت، قیم بودن نسبت به امور خانه را بر عهده‌ی شوهر خانواده قرار داده است:

1- توانایی، صلابت و مدیریت مرد.

2- عهده دار هزینه‌های اختصاصی زن و تأمین نیازهای منزل.

بنابر این اگر مردی این دو صفت را نداشت یا از دست داد یا به وظیفه‌اش عمل نکرد، ولایتش برخانواده، رخت بر می‌بندد و چنین مردی دیگر قیم منزل نخواهد بود.

اگر وضعیت خانواده،بر عکس باشد؛ یعنی هوش و قدرت تدبیر زنی بیش از شوهرش باشد و امور خانه با ثروت یا در آمد زن اداره شود؛ دلیلی ندارد که مرد فرمانروای خانواده باشد. زیرا «با» در «بما فضل الله... و بما انفقوا» برای سببیت است.

اگر مبنای قیمومیت مرد، آیه‌ی «للرجال علیهن درجة»[5]باشد در مقابلش تعبیرهای «ولهن مثل الذی علیهن» [6]یا «و عاشروهن بالمعروف»[7]وجود دارد .

بنا بر این،زن و شوهر هر یک حقوق و وظایفی دارند و کلمه‌ی «درجه» در آیه مزبور دلیل ارزش افزوده وجودی نیست؛ بلکه ناظر به امور اجرایی است. [8]

 چنان که بيان شد از عموميت « بما فضل الله بعضهم علي بعض» به دست مي آيد حکمي که مبتني بر علت است؛ يعني قيم بودن مردان براي زنان نيز عموميت دارد و منحصر به شوهر نسبت به همسر نيست. بلکه حکمي است که براي نوع مردان و زنان حاصل شده ست. البته در جهات عمومي که ارتباط با زندگي هر دو طايفه دارد که عبارت است از: حکومت، قضا، دفاع مسلحانه که حيات جامعه به آن ها بستگي دارد و قوام اين دو مسئوليت بر نيروي تعقل و نيروي بدني مناسب است که در مردان بالطبع بيشتر است.[9]

 بنابراين با تکيه بر تحليل حکم مديريت و تدبير مردان در خانواده و جامعه مي توان گفت از ديدگاه قرآن بين زن و مرد نوعي تفاوت ادراکي وجود دارد. در تبيين منشاء اين اختلاف بعضي اين تفاوت را از ضعف و کاستي در قدرت ادراکي زن مي دانند و برخي اين تبيين را مي پذيرند که تسلط بر خود و ضبط و مهار عواطف و احساسات شرط اول تفکر صحيح و سنجش و داوري درست است و زن در اين زمينه آسيب پذيرتر و ناتوان تر است. زيرا شدت عاطفه در زنان مانعي جدي از نگرش عقلاني به مسئله است، اما مرد چون عواطف ضعيف تري دارد؛ بهتر مي تواند بر خود تسلط يابد و با کنترل عواطف و احساسات، به روشني و وضوح واقعيات را ببيند و حکم و داوري کند.[10]

ریاست مردان

اگر چه «خانواده» کوچک‌ترین واحد اجتماعی است؛ ولی از نظر ارزشی و تأثیر گذاری در جامعه، از اهمیت خاصی برخوردار است. به این جهت، برای پیشبرد و پیشرفت آن، وجود مدیر و سرپرست ضرورت دارد.

اگر زن و مرد هر دو مدیریت نمایند، مطرود است؛ زیرا در بحث مدیریت ثابت شده «مدیریت مشترک» و یا «مدیریت متناوب»، نتیجه مطلوب نمی دهد.

اختلاف سلیقه، هرج و مرج، گریز از مسئولیت پذیری و ستم کردن همدیگر، از جمله پیامدهای چنین[11]مدیریتی به شمار می‌آیند.

اگز زن، سرپرست و مدیر خانواده باشد با طبیعت ظریف و لطیف خانم‌ها تنا سب ندارد.

 حضرت علی(علیه‌السلام)در مورد حقوق زنان می‌فرماید: زن که مرد میدان و قهرمان نیست؛ بلکه گل خوشبو و ریحان است. کارهای سنگین را بر او تحمیل نکنید؛ در آن صورت، زود می‌شکند و به درد شما و خودش نمی‌خورد. [12]

از طرف دیگر، ‌روحیه‌ی زنان و احساسات آنان نشان می‌دهد که زن علاقه دارد تحت نظر دیگری اداره شود و از‌ «مرئوس» بودن بیشتر خوشش می‌اید. [13]

چنان که قرآن می‌فرماید: مرد، سرپرست وخدمتگزار زن است؛ به جهت برتری و مزایایی که خداوند در وجود او قرار داده و نیز ا زاین جهت که تهیه هزینه زندگی خانواده، بر عهده‌ی اوست. [14]

قال رسول اله (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌): « كل نفس من بني‌آدم سيّد فالرجل  سيّد اهله و المرأة سيدة بيتها»؛[15]

هريك از فرزندان آدم فرمانروايي است. مرد فرمانرواي خانواده خويش است و زن فرمانرواي خانه خويش است.

 

 چنانچه مشخص شد قرآن کريم نيز تفاوت هاي فيزيولوژيکي، عاطفي -احساسي و رفتاري زن و مرد را تاييد کرده و به تناسب اين تفاوت ها، وظايفي را بر عهده آن ها گذاشته و توصيه هايي را به آن ها نموده است. از اين رو تأثير اين تفاوت ها را بر روابط کلامي همسران بررسي مي نماييم.

 


 -[1] نساء/34

[2]- حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات فی غریب القرآن، ج4،ص270

[3]-محمدحسین طباطبایی، تفسیرالميزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، ج4،ص544

[4]- حسن مصطفوی، تفسیر روشن، تهران: مرکز نشر کتاب، 1380ش،ج5،ص361

[5]- بقرة، 228

[6]-همان

[7]-نساء، 19

[8]- عبدالله، جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج11، ص 552.

[9]- ‌محمدحسین طباطبایی،همان،ج4،ص544

[10]- محمد تقي مصباح يزدي، معارف قرآن، بخش حقوق، قم: موسسه آموزشي و پژهشي امام خميني،1378،ص92

[11]- قرآن مجید، به طور کلی اشتراک مدیریت را صحیح نمی داند،‌(انبیاء آیه 22؛ مؤمنون آیه 91)

[12]- محمد با قر مجلسی،‌ج 103، ص 253

[13]- مرتضی، مطهری، نظام حقوق زن، ص 183

[14]- نساء آیه 34.

[15]- المتقي ابن حسان الدين الهندي، كنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، ، ج16، ص 22.