کد مطلب: 21595 تعداد بازدید: ۳۷۰

تفاوت زنان و مردان در ایجاد روا بط کلامی

چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶

بیشتر مردان به دلیل ساختار زیستی متفاوت ونوع تربیت، مثل زنان ارتباط برقرار نمی کنند. به نظر آن ها صحبت، هنر به حساب نمی آید، بلکه ورزشی رقابت آمیز است. زنان اغلب شکایت می‌کنند که بسیاری از مردان نمی دانند چطور بدون این که چیزی را ثابت کنند به صحبت ادامه دهند. مردان به عنوان بخشی از جهت گیری کلی عقیده دارند، گفتگو مانند هرچیز دیگری باید هدفی ارزشمند داشته باشد. کلمات نباید بدون هدف ادا شوند بلکه باید کاری انجام دهند. مردان بیشتر اوقات می‌خواهند نظریات یا اعمال دیگران را تغییر دهند و بدون این هدف، صحبت کردن بیهوده و بی ثمر می‌باشد.[1]

 در حالی که زنان برای ایجاد ارتباط و بیان حالت های روحی خود از صحبت کردن استفاده می‌کنند؛ مردان از زبان برای انتقال و دریافت اطلاعات بهره می‌گیرند و زبان ابرازی برای حفظ استقلال آن هاست.[2]براي مردها گفتگو راهي براي استحکام بخشيدن به وضعيت و مقام خود در گروه و خانواده است. آن ها براي حفظ استقلال و آزادي خود گفتگو مي کنند ؛ لذا باید در گفتگو با آقایان، اقتدار و استقلال آنان حفظ شود تا ارتباط سالم و موثر صورت گیرد همان طور که قرآن کریم اقتدار مردان را بیان می‌کند.

از آنجا که مردان به طور معمول برای رقابت و کسب قدرت و استقلال، بزرگ می‌شوند و چه بسا در روابط خود از جمله روابط زناشویی، خواهان استقلال و قدرت باشند نه نزدیکی و صمیمیت بیشتر، تمایل کمتری برای صحبت کردن درباره ی احساسات خود دارند، به ویژه احساسات منفی مثل آزردگی، عصبانیت، سرخوردگی که بیان آن ها را نشانه ضعف می‌دانند. ولی زنان پس از تجربه احساسات منفی تمایل دارند درباره آن صحبت کنند و از این طریق احساس آرامش یابند.[3]

زنان فقط به گفتگو احتياج دارند و به نتيجه نمي انديشند در حالي که مردان توقع حل مشکلات را دارند. نياز حقيقي زنان در مواقع سختي و تنش، محبت و عشق است نه موعظه و امر و نهي، در حالي که مردان در چنين حالات بحراني به فرصت براي بررسي و سنجش عمل خويش نياز دارند.[4]

 زن ها با صداي بلند از مشکلاتشان شکايت مي کنند؛ وقتی زنان افکار و احساسات منفي خود را بیان می‌کنند مردان متوجه نمي شوند که این کار روشي براي تخليه روحي و رواني است که به دنبال حل مشکل مي گردند.[5]

 ازآن جا که زنان بيشتر عاطفي و احساساتي هستند و تنها نفس حرف زدن براي آن ها با معنا و لذت بخش است و نتيجه يا مقصود خاصي را دنبال نمي کنند؛ درحالی که مردان بدون داشتن موضوع قابل بحث برای صحبت کردن، صحبت نخواهند کرد. آن ها به جزئیات یک مسئله گوش نمی کنند مگر آن که بخواهند پیشنهاد خود را در خصوص ارائه راه حل ذکر کنند. آن ها فقط برای وقت گذرانی از صحبت کردن لذت نمی برند و نمی توانند با همسر خود درباره چیزی صحبت کنند که آن را هیچ می‌دانند؛ چرا که مردان احساسی نیستند؛ آن ها وقتی با موضوعی ضد و نقیض روبرو می‌شوند غالباً، واکنش آن ها این است که چگونه می‌توان این مسئله را از طریق عقل و منطق حل کرد.[6]به همین جهت مردان بيشتر به نتيجه و هدف منطقي و عقلاني مي انديشند.

مردان از واقعیت های عینی و خارجی حرف می‌زنند و زنان از ارتباطات عاطفی سخن می‌گویند و بیشتر از زندگی خصوصی خود حرف می‌زنند درحالی که مردان از زندگی خصوصی برای استراحت و تجدید قوا در سکوت بهره می‌گیرند ؛ هنگام حرف زدن با زنان اغلب به دنبال تأیید شدن هستند چون به دنبال قدرت طلبی هستند.[7]

 بنابر آنچه گفته شد، تفاوت هاي احساسي و عاطفي زنان و مردان، بسياري از تفاوت ها را در ارتباط کلامي زوجين پديد مي آورد که ناشي از ادراک و تصور متفاوت ايشان است به همين جهت شناخت اين امور و آشنايي با شيوه برخورد با اين اختلافات در ميان همسران راه را براي ارتباط موثر و بادوام هموار مي نمايد.


-[1]زهرا اسماعیل بگی و حمیدرضاغلامرضایی، همان،ج1،ص28.

-[2] همان، ص36.

[3]-فهیمه لواسانی ، مهارت های ارتباطی همسران، همان ،ص12.

[4]- جینا لمروزو، همان،ص85.

[5]-باربارا دي آنجلس، رازهايي درباره مردان،ترجمه هادي ابراهيمي، تهران، نسل نو انديش، چ7، 1383،ص 479

[6]-اسکات هالتزمن و ترزا فوی دی گرونیمو، رازهای زنان متأهل خوشبخت، تهران: نسل نواندیش، 1390،صص97و154

[7]- زهرا اسماعیل بگی و حمیدرضا غلامرضایی، همان، ص29.