کد مطلب: 22120 تعداد بازدید: ۴۰۰

فن ترجمه29

یکشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۶

نکته 29:

فعل بيان کار يا حالتی است که در يکی از زمان­های سه­گانه به يک يا چند شخص نسبت داده می­شود. برای مثال فعل «آمدم» نسبت دادن ماده و مصدر «آمدن» در زمان گذشته به گوينده و فعل «می­روی» نسبت دادن ماده «رفتن» در زمان حال به شنونده، و فعل «گفت» نسبت دادن ماده «گفتن» در زمان گذشته به ديگر­کس يا سوم شخص می­باشد.

در زبان فارسی فعل ممکن است به شش شخص نسبت داده شود که به آنها «ساخت يا صيغه فعل» گفته می­شود. هر صيغه از فعل از ترکيب ماده فعل و شناسه ساخته می­شود. ماده فعل جزئی از کلمه است که معنی اصلی را در بر دارد و در همه صيغه­ها ثابت و بدون تغيير می­ماند. در زبان فارسی هر فعل دو ماده دارد، يک ماده ماضی و يک ماده مضارع؛ همه صيغه­هایی که بر زمان گذشته دلالت می­کنند از ماده ماضی و صيغه­هایی که معنی حال و آينده از آنها برمی­آيد از ماده مضارع مشتق می­شوند. شناسه جزئی از فعل است که در هر صيغه تغيير می­کند و مفهوم شخص و عدد را به فعل می­افزايد.

در زبان فارسی فعل تقسيمات گوناگونی دارد. فعل ماضی که بر زمان گذشته دلالت می­کند، شش نوع است.

1.    ماضی مطلق يا ساده: اين فعل بيان می­کند که عملی يک بار و در گذشته انجام گرفته و تمام شده است. مانند «حسن ديروز به مدرسه رفت».

2.    ماضی استمراری: اين فعل بيان می­کند که عملی در گذشته انجام گرفته و وقوع آن تا مدتی دوام داشته يا تکرار شده است. در اين نوع لحظه تمام شدن فعل معين نمی­شود. مانند «حسن هر روز به مدرسه می­رفت».

3.    ماضی نقلی: اين فعل بيان می­کند که عملی در گذشته انجام گرفته ولی اثر يا نتيجه آن تا زمان حال باقی است. مانند «حسن به مدرسه رفته است»؛ يعنی هنوز آنجاست. و «من اين کتاب را خوانده­ام»؛ يعنی خواندن آن را هنوز بیاد دارم.

4.    ماضی بعيد: اين فعل بيان می­کند که عملی پيش از واقع شدن فعل گذشته انجام گرفته است. مانند «وقتی تو آمدی حسن به مدرسه رفته بود».

5.    ماضی التزامی: اين فعل خبر از عملی می­دهد که واقع شدن آن در زمان گذشته لازم بوده است، اما يقين نيست که انجام گرفته باشد. مانند «حسن الآن بايد به مدرسه رفته باشد».

6.    ماضی ملموس: اين فعل بيان می­کند که عملی مقارن با عمل ديگری انجام گرفته است. «وقتی من آمدم حسن داشت به مدرسه می­رفت».

با افزودن حرف نون «نـ» در ابتدای اين افعال، همه عبارات منفی می­شوند.

در زبان عربی نيز فعل بيان کار يا حالتی است که در يکی از زمان­های سه­گانه به يک يا چند شخص نسبت داده می­شود. برای مثال فعل «جئتُ» نسبت دادن ماده و مصدر «مجيء» در زمان گذشته به گوينده و فعل «تَذهَبُ» نسبت دادن ماده «ذهاب» در زمان حال به شنونده، و فعل «قالَ» نسبت دادن ماده «قول» در زمان گذشته به فرد غائب يا سوم شخص می­باشد.

هر صيغه از فعل در زبان عربی نيز مانند فارسی از ترکيب ماده فعل و شناسه ساخته می­شود، با اين تفاوت که در زبان عربی فعل به چهارده شخص که به آنها «صيغه فعل» گفته می­شود، نسبت داده می­شود.

در زبان عربی نيز فعل تقسيمات گوناگونی دارد، با اين تفاوت که فعل به سه نوع «ماضی، مضارع و امر» تقسيم می­شود. و انواع فعل ماضی فارسی، در زبان عربی تحت عنوان ماضی و به صورت ترکيب فعل ماضی با ديگر کلمات ساخته می­شود. 

1.      ماضی مطلق يا ساده: برای ساختن اين نوع از فعل ماضی، ضماير فاعلی (شناسه) آخر فعل ماضی قرار می­گيرد. مانند «ذهَبَ حسنٌ أمسِ الی المدرسةِ». اين فعل با آوردن حرف نفی «ما» قبل از ماضی، يا آوردن حرف نفي «لم» قبل از مضارع منفی می­شود. «ما ذهبَ … و لَم يَذهَبْ …».

2.    ماضی استمراری: برای ساختن اين نوع ماضی، فعل کمکی «کان» ماضی همراه فعل اصلی ومضارع هم صيغه آن بکار می­رود. مانند «کانَ حسن يَذهَبُ کلَّ يومٍ الی المدرسة و کانت فاطمةُ تذهَبُ». ماضی استمراری با افزودن حرف نفی «ما» قبل از ماضی، يا حرف نفي «لم يا لا» قبل از مضارع، منفی می­گردد. «ما کان حسنٌ يذهبُ، لم يَکُن حسنٌ يذهبُ، کانت فاطمةُ لا تذهبُ».

3.    ماضی نقلی: برای ساختن ماضی نقلی در عربی معمولاً حرف «قد» قبل از فعل ماضی قرار می­گيرد. مانند «قد ذهبَ حسنٌ الی المدرسة» و «قَد قرأتُ هذا الکتابَ». برای منفی کردن ماضی نقلی حرف نفی «لماّ» قبل از مضارع يا حرف نفی «لم» قبل و حرف «بعدُ» پس از مضارع بکار می­رود. «لماّ يذهَبْ حسنٌ الی المدرسة» و «لمْ أقرَأْ هذا الکتابَ بعدُ».

4.    ماضی بعيد: برای ساختن ماضی بعيد فعل کمکی و ماضی «کان» همراه فعل اصلی و ماضی هم صيغه فعل کمکی استفاده می­شود. مانند «عندما جئتَ کان حسنٌ ذهبَ الی المدرسة»، گاهی حرف «قد» نيز قبل از فعل اصلی مورد استفاده قرار می­گيرد. برای منفی کردن این نوع، حرف نفی «ما» قبل از فعل کمکی يا حرف نفی «لم» قبل از فعل کمکی استفاده می­شود. «عندما جئتَ ما کان حسنٌ ذهبَ … أو لَم يکن حسنٌ ذهبَ».

5.    ماضی التزامی: برای ساختن ماضی التزامی براساس معنای مورد نظر، فعل کمکی مضارع پس از کلماتی مانند (إنْ، لعلَّ، ليتَ، أرَدْتُ، أنْ، من الممکنِ أن، يجبُ، ربَّما، يحتمل أنْ …) آورده می­شود، و بعد از آن فعل اصلی به صورت ماضی بکار می­رود. مانند «يَجِبُ أن يکونَ حسنٌ ذهب الی المدرسة الآن».

6.    ماضی ملموس: برای ساختن ماضی ملموس چند راه وجود دارد.

روش اول: استفاده از فعل کمکی «کان» ماضی همراه اسم فاعل «عندما جئتُ کان حسنٌ ذاهباً الی المدرسة».

روش دوم: استفاده از ماضی استمراری «عندما جئتُ کان حسنٌ يذهبُ يا کان حسنٌ يذهبُ عندما جئتُ» به جای «عندما از لماّ و بينما» نيز می­توان استفاده کرد. «لماّ جئتُ کان حسنٌ يذهبُ الی المدرسة يا کان يذهبُ حسنٌ بينما جئتُ».

روش سوم: استفاده از فعل کمکی «کادَ» ماضی همراه فعل اصلی مضارع «عندما جئتُ کادَ حسنٌ يذهبُ».

         تمرين 29: عبارات زير را به عربی برگردانيد.

«رفتم، خورديد، آمدند، می­رفتم، می­خوردند، می­نوشتند، نمی نوشيدم، با معلم صحبت نمی­کرد، او گفته است. هنوز نديده است. هنوز آن زنان نشنيده­اند. گوش داده بوديم. صحبت نکرده بودند. وقتی آمدم تو داشتی بر می­گشتی. وقتی مریم را ديدم دخترش را پيدا کرده بود و داشت گريه می­کرد. داشتم می­افتادم دوستم دستم را گرفت. شايد کتاب را خريده باشد. کاش دانسته باشند. بايد رسيده باشی. ممکن است اين کتاب منتشر شده باشد. شايد کتاب­ها را آورده باشند. دوستم را گم کردم».   

رفتن: ذهاب (ذهَبَ يَذهَبُ)/ خوردن: الأکل (أکَلَ يأکُلُ)/ آمدن: مجيء (جاءَ يَجيءُ)/ نوشتن: کتابة (کتبَ يَکتُبُ)/ نوشيدن: شُرب (شَرِبَ يَشرَبُ)/ صحبت کردن: تکلُّم (کلَّمَ يُکَلِّمُ) يا تُحدُّث (حدَّثَ يُحدِّثُ)/ گفتن: القول (قال يقولُ)/ ديدن: رؤيَة (رأی يَرَیٰ)/ شنيدن: سَماع و سَمع (سَمِعَ يَسمَعُ)/ گوش دادن: استماع (استمَعَ يَستَمِعُ)/ پيدا کردن: وجدان و وجود (وَجَدَ يَجِدُ)/ گم کردن: فقدان (فَقَدَ يَفقُدُ)/ آوردن: أَتْياً و إِتْيَاناً (أَتَى­بـ‏ يَأْتِي­بـ‏)/ برگشتن: رجوع (رَجَعَ يَرجِعُ)/ گريه کردن: بُکاء (بَکَی يَبکِي)/ افتادن: سقوط (سقَطَ يَسقُطُ)/ گرفتن: امساک (أَمْسَکَ يُمسِکُ)/ خريدن: اشتراء (اشترَی يَشتَري)/ دانستن: عِلْم (علِمَ يَعلَمُ)/ رسيدن: وَصل (وصلَ يَصِلُ)/ انتشار: انتشار (انتشَرَ ينتشِرُ)