کد مطلب: 22289 تعداد بازدید: ۶۵

فن ترجمه30

یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶

نکته 30:

در زبان فارسی هر فعل دو ماده دارد. از ترکیب ماده ماضی «رفت، نوشت، …» با يک شناسه تغيير پذیر، فعل ماضی ساخته می­شود و از ترکیب ماده­ «رو، نویس، …» که معنای حال و آينده دارد با يک شناسه، فعل مضارع ساخته می­شود. در برخی صیغه­ها گاهی جزء سومی مانند «می، ب» به نام «جزء پیشين» به اول فعل افزوده می­شود. گاهی با این افعال ساخته شده از انجام گرفتن کاری يا وجود حالتی خبر می­دهيم و گاهی با آنها خبر نمی­دهیم بلکه کاری را که باید انجام بگیرد، يا ممکن است انجام گرفته باشد، يا می­خواهیم که انجام بگیرد را بیان می­کنیم. 

فعل مضارع فعلی است که معمولاً بر زمان حال يا آینده دلالت می­کند. این فعل به سه نوع «مضارع اخباری، مضارع التزامی و مضارع ملموس» تقسیم می­شود.

-       مضارع اخباری فعلی است که هم بر زمان حال و هم بر زمان آينده دلالت می­کند؛ يعنی می­توان آن را در هر دو مورد به کار برد. برای مثال وقتی نشسته­اید و کتابی می­خوانید و کسی از شما می­پرسد: «چه می­خوانی؟» شما با گفتن عبارت «شاهنامه می­خوانم» فعلی را بیان می­کنید که کمی قبل از زمان حال آغاز شده و هنگام ادای جمله دوام داشته و هنوز به پایان نرسیده است. در جمله «زمین به دور خورشید می­گردد» فعلی بیان شده است که همیشگی است. بنابراین در هر زمانی به کار رود مانند آن است که در همان زمان انجام می­گیرد. در عبارت «الآن می­روم» فعلی بیان می­شود که در آينده و پس از ادای جمله انجام خواهد شد. اما قصد و نیت رفتن از همین حالا آغاز شده است. در عبارت «در تابستان به شهر خودم برمی­گردم» نیز از فعلی خبر داده می­شود که در آينده روی خواهد داد.

-       مضارع التزامی فعلی است که واقع شدن آن مسلم نیست اما ممکن است واقع شود یا قصد انجام دادن آن وجود دارد. به عبارت دیگر احتمال يا لزوم وقوع فعلی را در یکی از دو زمان حال يا آينده بیان می­کند. « می­خواهم بروم، باید بروم، می­روم که بخرم». 

-       مضارع مستمر يا ملموس فعلی است که بر وقوع فعلی در زمان حال یا آینده نزدیک به طور استمرار دلالت دارد و با قرار دادن فعل مضارع از بن «دار» پیش از مضارع اخباری ساخته می­شود. «دارم گوش می­دهم».

در زبان عربی نیز فعل مضارع فعلی است که معمولاً بر زمان حال يا آینده دلالت می­کند. معادل مضارع اخباری در زبان عربی همان فعل مضارع مرفوع است. «أقرأُ کتابَ «شاهنامة»، تدور الأرضُ حولَ الشَّمسِ، الآنَ أذهَبُ، أرجِعُ الی مدينتي في الصيفِ».

معادل مضارع التزامی در زبان عربی مضارع منصوب به حروف ناصبه «أَنْ، کي، حتی، …» می­باشد. «أُريدُ أنْ أذهَبَ، يجبُ أن أذهَبَ، أذهَبُ لأشتريَ».

معادل مضارع ملموس در زبان عربی با افزودن «لام مفتوح» قبل از فعل مضارع ساخته می­شود. «لَأستَمِعُ»

تمرين 30: عبارات زير را به عربی برگردانيد.

فاطمه به کتابخانه می­رود تا کتاب بخواند.

محمد با مترو به خانه بر می­گردد که زود برسد.

من قواعد ترجمه را می­خوانم که بتوانم به زبان عربی ترجمه کنم.

او باید این ترم درسش را تمام کند.

مدارس اول مهر باز می­شوند.

اکنون دارم می­نویسم.

محمد و فاطمه هر روز به کتابخانه می­روند و بعد از خواندن کتاب به سينما می­روند.

آن مردان دارند صحبت می­کنند.

دانش آموزان دارند امتحان می­دهند.

باید ماه آينده به شهر خود برگردم.

الآن جزوه شما را می­آورم.

می­خواهی به بازار بروی؟

آب در صد درجه به جوش می­آيد.

هوا در تابستان گرم و در زمستان سرد می­باشد.

 

کلمات: المفردات

کتابخانه: المکتبة/

خواندن: قرأَ يَقرَأُ قراءَة/

مترو: المترو، قطار النفق/

برگشتن: رَجَعَ يَرجِعُ رجوع/

قواعد ترجمه: قواعد الترجمة/

ترجمه کردن: عرَّب يُعرِّبُ تعريب/

ترم: الفصل الدراسيَّة/

تمام کردن: أنهَی يُنهي انهاء، أتَمَّ يُتِمُّ اتمام/

باز شدن: تفَتَّحَ يَتفَتَّحُ تفتُّح، انفتحَ يَنفتحُ انفتاح/

سينما: السينما/

صحبت کردن: تکلَّم يتکلَّمُ تکلُّم/

امتحان دادن: اجتاز يَجتازُ اجتياز الامتحان/

جزوه: الکرّاسة، مَلزَمة، کُتيِّب/

آوردن: أتی­ يَأتي­بـ اتیان، جَلَب يَجلِبُ جَلْب، أحضَرَ يُحضِرُ إحضار/

خواستن: أرادَ يُريدُ ارادة/

جوش آمدن: غَلَی يَغلي غلَيان/