کد مطلب: 22963 تعداد بازدید: ۱۷۷۸

موانع و راهکارهای صبر

چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۶

بسمه تعالی

موانع و راهکارهای صبر

چکیده:

صبر عنوانی است که همیشه در رأس مراقبات قرار می‌گیرد، صبر را سر ایمان می‌دانند و در باره‌ی آن بسیار صحبت شده است، آن را به انواع مختلف تقسیم کرده‌اند: صبر در ایمان، مصیبت و معصیت؛ اما چه می‌شود که سال‌های سال به آن‌ دستورات عمل می‌شود ولی نتیجه‌ای حاصل نمی‌گردد؟! چگونه است که در بعضی از موارد صبر بازیچه‌ی دست خودخواهان و ظالمان و سودجویان می‌شود و کاری هم از مظلوم بر نمی‌آید چون متهم به بی‌صبری گردیده واو را از راه دین دور شده می‌پندارند، چرا در بسیاری از موارد صبوری مطابق می‌شود با تنبلی کردن و یا سکوت در مقابل ظلم!، چرا به دنبال گرفتن حق نرفتن به صبوری تعبیر می‌شود؟! با کنکاشی در این معضلات و تطبیق آموزه‌های دینی و فلسفی با عمل کردن مؤمنین، در برداشتی آزاد از عقل و نقل ،نویسنده به تفکر و تحلیلی جدید از صبر دست یافته است که در مقاله‌ی حاضر به حضورتان معرفی می‌گردد.

کلید واژه‌ها:

صبر، علم خداوند،اختیار،

مقدمه:

    انسان می‌فهمد که ناقص است و با تمام وجود برای برطرف شدن این نقص و کامل شدن می‌تپد، می‌خواهد حرکت کند و تمام خوبیها و آرامش‌هاو آسایش‌ها را بدست آورد؛ پس اول می‌فهمد بعد می‌خواهد و بعد اراده می‌کند، تا اینجا برای به دست آوردن هر چیزی، مسیر درست است اما در حین حرکت دو مشکل پیدا می‌شود 1ـ به آنچه می‌خواهد نمی‌رسد و به ناچار مثل اینکه آنچه پیش می‌‌آید اصلا دست خود آدم نباشد هر چه حرکت می‌کند و برنامه می‌ریزد عکس چیزی که می‌خواسته برایش حاصل می‌شود 2ـ بر سر رسیدن به خواسته‌هایش مشکلات بسیاری ایجاد می‌شود. حال سؤال اینجا ایجاد می‌شود که چرا من به خواسته‌ام نمی‌رسم!بعضی افراد با دیدن مشکلات و یا رسیدن به چیزهایی که عکس خواسته است، کلا خواسته‌ی اول را رها کرده و دنبال خواسته و نیاز دیگری می‌روند ... و این دور باطل تکرار می‌شود تا جایی که دچار نا امیدی می‌شوند و دست از کار و فعالیت برداشته از خود یک انسان منفعل می‌سازند، منفعلی که عصبانی است، منفعلی که بدبین است، منفعلی که در مرز حسادت حرکت می‌کند و چه بسا دچارش هم می‌شود، منفعلی که فقط حسرت می‌خورد و منفعلی که دیگر تلاشی برای رسیدن به خواسته‌هایش را ندارد، می‌خورد چون چاره‌ای ندارد، می‌پوشد چون مجبور است، همه چیز اختیاری به حد اقل می‌رسد و به ناچار به یک خواب اختیاری فرو می‌رود و دیگر انگیزه‌ای برای تصمیم گیری ندارد، پس هر کس هر چه گفت علی الخصوص اگر گفته او را به خواسته‌های دست به نقد برساند گوش می‌دهد و تابع می‌شود، این نوع رفتار تازه خیلی بهتر هم هست زیرا حداقل، چیزی را می‌خواهد و به آن می‌رسد ولو چیزهای دست به نقد باشد که در هر صورت برای انسان فراهم می‌شود مثل خوردنی و پوشیدنی و... و این اول بیماری دل و اول چشم و هم چشمی و اول مقایسه کردن‌ها و اول غفلت و بی‌خبری است. این نوع عمل خوراک دشمنان و سوء استفاده کنندگان است، انسانی که خود را رها کرده و برای رسیدن به خواسته‌هایش نقشه و برنامه‌ای ندارد، هست چون نمی‌تواند نباشد! دیگر چکار می‌تواند بکند!!!! پس وقتی خودش برنامه ندارد وقتی خودش نمی‌داند چکار کند وقتی خودش آرزوها و امیدش را رها کرده وقتی خودش عصبانی و غصه‌دار است و وقتی خودش قبول کرد که به خواسته‌هایش نمی‌رسد!!! دیگر نیازی به کار کردن بر روی این انسان نیست او خودش را رها کرده خب ما(دشمن انسانیت و کمال انسانی) از او همانطور که می‌خواهیم استفاده می‌کنیم!!!و این می‌شود جریانی ناخواسته که بعد مدتی حرکت و تجربه کردن ناکامی از خودش می‌پرسد چرا اینطوری شد؟ کجای کار اشتباه بود؟ من که برای زندگی، دنیا و آخرتم این را نمی‌خواستم؟ چرا کسی کمکم نمی‌دهد؟ چرا کسی راه را به من نشان نمی‌دهد! و هزار چرای دیگر که باید پاسخ داده شود.

    این مقاله در صدد است تا پاسخ این چراها را با دریافت و درکی تازه از صبر بیان کند. در این مقاله با واکاوی صبر در اسلام و و راهکارها و نمونه‌های عملی از نوع صبری بر مبنای توحید و آموزه‌های قرآنی به این نتیجه می‌رسد که اگر از همان اول بدانیم نرسیدن به خواسته‌ها و یا رسیدن به چیزهایی که نمی‌خواهیم در اثر نشناختن صبر است، اگر بدانیم صبر چه نقشی را در زندگی ما بازی می‌کند، حتمآ دل به صبر کردن می‌سپریم.اگر بدانیم صبر باعث می‌شود از لحاظ روحی قدرتمند شویم حتمآ صبر می‌کنیم.اگر بدانیم صبر باعث می‌شود راهکارهای مختلفی به ذهنمان برسد حتمآ صبر را می‌پسندیم .اگر بدانیم صبر باعث می‌شود جایگاه خود را در زندگی شناسایی کنیم تا بتوانیم تحلیل درست و بهتری داشته باشیم و تصمیم درستی بگیریم حتمآ صبر را سر لوحه‌ی کار خود قرار می‌دهیم.اگر بدانیم صبر وقار ما را در نظر دیگران بالا می‌برد حتمآ صبر می‌کنیم.اگر بدانیم صبر فشارها و هیجانات عصبانیت را از بین می‌برد و ما می‌توانیم از بیرون مشکلات را تحلیل کرده و راه حل پیدا کنیم حتمآ صبر را با دل و جان می‌پذیریم.

    صبر چراغی است که به ما بزرگی می‌آموزد و بزرگی می‌بخشد. صبر به ما اعتماد به نفس می‌دهد، کسانی که از عدم اعتماد به نفس رنج می‌برند صبر تنها راه بدست آوردن آن با کمترین هزینه است. اما در برابر چه چیزهایی باید صبر کرد؟ در این مقاله از خواستن، برنامه ریزی کردن، در حال زندگی کردن،زحمت کشیدن و صبر کردن صحبت می‌شود و جایگاه صبر در زندگی و رسیدن به خواسته‌ها تحلیل و بررسی می‌گردد.

صبر چیست؟

    می‌گویند نام صبر، صبر شده است چون صبر اسم میوه‌ای است که خیلی تلخ است، صبر کردن هم برای انسان خیلی سخت، مشقت بار و تلخ است پس همان نام را روی این عمل انسانی گذاشته‌اند؛ این جا سؤالی مطرح است،چرا انسان باید این‌قدر در مقابل این همه چیزی که بر خلاف میلش است صبر کند؟ چرا زندگی این‌قدر به انسان تنگ می‌گیرد؟ زندگی چیست که انسان متحمل در خلال آن دچار آزار می‌گردد؟ در حالی که این‌قدر جلوه‌های زیبا و قشنگ هست؟ وقتی احساس خود را نسبت به دنیا جویا می‌شویم، می‌بینیم دورنمای زندگی و دنیا بی نهایت دلنشین و جالب است، آنقدر جالب و دلنشین که انسان دوست دارد در دنیا باشد، زندگی کند و برای آن‌چه درونش دائم نجوا می‌کند تلاش کند که تو بخواه میرسی! مگر تو از دیگران کمتری؟! تو لیاقتش را داری! مثل بقیه‌ی مردم، ببین همه به هر چه خواسته‌اند رسیده‌اند؟!!! تو هم میرسی فقط اراده کن!چه حرف‌های قشنگ و وسوسه انگیزی! و انسان چند پیام بزرگان و حدیث و آیه هم همراه این حدیث نفس‌ها می‌کند که باید تلاش کنم و به خواسته‌هایم برسم! و این می‌شود اول تصمیم برای حرکت! چه شور و شوقی! چه انرژی مضاعفی! پس سراغ الگو می‌رود عالی‌ترین نمونه‌ای که پیشرفتی همانند آنچه او می‌خواهد را دارد پیدا می‌کند، جستجو در زندگی او را سرلوحه‌ی کارهایش قرار می‌دهد، می‌جوید و می‌یابد و شروع می‌کند کاملآ مطابق الگو رفتار می‌کند، اما وای چه اتفاقی افتاده یک روز دو روز ، بیشتر …اما کم کم انرژی ته می‌کشد آن همه آرزو و امید کم کم کمرنگ می‌شود و انسان بعد از مدتی که از رسیدن به خواسته‌هایش نا امید گشته، با وضعی بدتر و پریشان‌تر از قبل زندگی را مانند کوهی از زهر قطره قطره و جرعه جرعه می‌نوشد، تفسیری از این حالش ندارد هر چه بیشتر فکر می‌کند کمتر می‌فهمد مثل این است که اصلا خ