کد مطلب: 23731 تعداد بازدید: ۱۰

قرآن و جریان نفوذ

شنبه ۲۳ دى ۱۳۹۶

نفوذ به معنای رخنه است. در روان شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و نظامی، این واژه یکی از کاربردی‌ترین اصطلاحات است. نفوذ اجتماعی، فرصتی است که هر کسی بر آن است تا آن را به نحوی برای خود به دست آورد؛ زیرا در این صورت دایره بده و بستان هایش افزایش می‌یابد و از درصد بیشتری از منافع برخوردار شده بی‌آنکه هزینه زیادی بپردازد.


در حوزه نظامی، همواره تلاش بر آن است تا از نفوذ دشمن جلوگیری شود. خداوند در آیه 97 سوره کهف از نفوذ نظامی سخن به میان آورده و گفته است: فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا. در حقیقت دشمن همواره تلاش دارد تا در مواضع دوستان خلل به وجود آورد و راه برای سلطه خویش باز کند. این گونه است که تلاش می‌کند در مواضع دفاعی راهی پیدا کند تا به این هدف خویش برسد.


نفوذ فرهنگی، خطرناکتر از نفوذ اقتصادی و نظامی
از نظر قرآن، در حوزه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، خطر نفوذ بیشتر و آسیب آن نیز فزونتر است؛ زیرا در نفوذ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، افکار و عقاید و نیز قلوب مردمان هدف تهاجم قرار می‌گیرد و دشمن با استفاده از خواص دارای نفوذ اجتماعی ،تلاش می‌کند تا اهداف خودش را تحقق بخشد. دشمن با استفاده از مردم شناسی و روان شناسی اجتماعی و دیگر علوم تلاش می‌کند تا نخبگان و خواص جامعه را با خود همراه کند و با کمترین هزینه، بیشترین بهره‌برداری را داشته باشد. در آیات و روایات است که فرعون قبطی، با استفاده از بلعم باعورا، از خواص دانشمند امت موسی و قوم سبطی ،تلاش کرد تا اهداف خود را تحقق بخشد. مهم‌ترین ابزار دشمن برای بهره‌گیری از خواص وعده‌های مادی و دنیوی است که موجب جذب نخبگان و خواص به صف دشمن می‌شود. این مطلب را می‌توان از آیاتی از جمله آیات 165 تا 167 سوره اعراف به دست آورد.


دشمن با استفاده از نفوذ می‌تواند بی‌آنکه دوستان متوجه شوند، با استفاده از نیروهای به ظاهر خودی مقاصد خود را برآورده سازد. جریان فرهنگی که دشمن با استفاده از عناصر نفوذی در جامعه راه می‌اندازد همواره به نفع دشمن است. به عنوان نمونه جریان نفوذ با استفاده از نظام معماری، با تغییر سنت معماری ایرانی به غربی، باعث می‌شود تا بی‌حجابی و بی‌عفتی ناخواسته وارد جامعه شود و روابط آزاد میان خانواده‌ها و مهمانان یا همسایگان پدید آید.
جریان نفوذ اقتصادی، نظام ربوی را در کل جامعه از طریق نظام بانکی غربی گسترش می‌دهد و کاری می‌کند که شخص یا باید از گرفتن وام و قرض دست بشوید یا تن به نزولخواری و رباخواری دهد.


جریان نفوذ در آموزش و پرورش می‌کوشد تا فرهنگ غربی و سبک زندگی آن را نهادینه سازد. البته جریان نفوذ همواره حساسیت‌های دوستان را می‌شناسد و به یک باره در صدد تغییر بر نمی‌آید، بلکه در فرآیندی تغییرات مطلوب خود را اعمال می‌کند بی‌آنکه دوستان متوجه تغییر فکری و رفتاری خود شوند. از این رو کتاب‌های درسی با تغییر اندکی مواجه می‌شود تا میزان حساسیت برآورد شود.عدم حساسیت مردم و مسئولان نظام اسلامی در برابر این تغییرات اندک، خود عامل تشدید عملیات نفوذ فرهنگی و فکری دشمن در نهادهای اساسی جامعه اسلامی است.


جریان نفوذ فرهنگی همانند تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی خطرناک‌تر از نفوذ نظامی و اقتصادی است. در این نفوذ فرهنگی تغییر سبک زندگی و فلسفه زندگی مد نظر است و دشمن بر آن است تا با تسخیر قلوب و اذهان، افکار و عقاید را تغییر دهد و راه را برای نفوذ و سلطه خویش باز کند و گفتمان اسلامی را که تنها گفتمان رقیب در برابر گفتمان سلطه گر و استکباری غربی است نابود ساخته و از درون فروپاشاند.

معارفی از کیهان