کد مطلب: 24202 تعداد بازدید: ۴۵

کلام امیرعلیه السلام: اتباع شیطان، خطبه 7

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶

ترجمه: محمددشتی
بسمه تعالی


اتخذو الشیطان لامرهم ملاکا، و اتخذهم له اشراکا، فباض و فرّخ فی صدورهم و دبّ و درج فی حجورهم، فنظر باعینهم، و نطق بالسنتهم، فرکب بهم الزلل، و زین لهم الخطل، فعل من قد شرکه الشیطان فی سلطانه، و نطق بالباطل علی لسانه.


منحرفان، شیطان را معیار کار خود گرفتند، و شیطان نیز آن¬ها را دام خود قرار داد و در دل¬های آنان تخم گذارد، و جوجه¬های خود را در دامانشان پرورش داد. با چشم¬های آنان می نگریست و با زبان¬های آنان سخن می¬گفت. پس با یاری آنها بر مرکب گمراهی سوار شد و کردارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد؛ مانند رفتار کسی که نشان می¬داد در حکومت شیطان شریک است و با زبان شیطان، سخن باطل می¬گوید.


امام از منحرف صحبت کرده¬اند، منحرف کیست ؟ و چگونه می¬شود که شیطان قدرت پیدا می¬کند اینگونه تسلط پیدا کند؟ آیا این تسلط قدرت و اختیار منحرف را تحت الشعاع قرار می¬دهد؟!


انسان با طینتی پاک بدنیا می¬آید، با فطرتی خدا جویی در این دنیا شروع به زندگی می¬کند و همین فطرت او را به پاکی، عدالت، صداقت و خداجویی سوق می¬دهد.

« فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها…»«سوره روم، آیه 30»

« پس تو مستقیم، روی به جانب آیین پاک اسلام آور ، در حالی که از هم کیش¬ها ،روی به خدا آری و پیوسته از طریقه دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن…».

در مسیر زندگی، انسان در دو راهی¬های انتخاب قرار می¬گیرد که از طرفی میل و گرایش به خواسته¬های خود دارد ولو اینکه به افراط و یا تفریط باشد و از طرفی عقل همیشه انسان را امر به خوبی و متعادل بودن و حریم نگه داشتن می¬نماید، دو کشش سخت و نفس گیر که«ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی»« سوره یوسف،آیه 53»«…زیرا نفس، آدمی را به بدی فرمان می¬دهد، مگر پروردگار من ببخشاید».


مولوی در دفتر سوم مثنوی در حکایت مارگیر می¬گوید:
نفس اژدرهاست او کی مرده است از غم بی آلتی افسرده است


چگونه می¬شود انسانی که ذاتش پاک است و به پاکی هم کشش دارد عمل ناهمگون با این فطرت پاک انجام می-دهد؟

قرآن تبعیت از هوای نفس را عامل این نابسامانی و انحراف می¬داند

« و من اضل ممن اتبع هواه بغیر هدی من الله»«سوره قصص، آیه 50»

« چه کسی گمراه¬تر از فردی است که از هدایت خدا استفاده نکرده است».

امام علی علیه السلام در خطبه 42می¬فرماید:

ای مردم ترسناک¬ترین چیزی که از آن بر شما خائفم دو چیز است: پیروی از هوا و هوس و آرزوهای طولانی، اما تبعیت از هوی و هوس، انسان را از راه حق باز می¬دارد و آرزوهای طولانی آخرت را به دست فراموشی می¬سپارد.


آگاه باشید دنیا به سرعت پشت کرده و به قدر تَه مانده ظرفی که آب آن را ریخته باشند بیشتر از آن باقی نمانده است! و به هوش باشید که آخرت رو به ما می¬آید. دنیا و آخرت هر کدام فرزندانی دارند، بکوشید از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا، زیرا در روز رستاخیز هر فرزندی به مادر خویش ملحق می¬گردد. هم اکنون هنگام عمل است نه حساب و فردا وقت حساب است نه عمل!


از مجموع مطالب بیان شده از جانب وحی و امام معصوم حضرت علی علیه السلام این مطلب فهمیده می¬شود :

آنچه باعث انحراف می¬شود تبعیت از هوی و هوس می¬باشد، و این تبعیت نوعی انحراف است که از طریق نوع انتخاب حاصل می¬شود، انسان برای عمل کردن در یک دو راهی قرار می¬گیرد، دو راهی که از جانب میل¬های انسان، شرع و حوادث و اتفاق¬هایی که در زندگی برای انسان پیش می¬آید. عمل کردن یعنی برخورد کردن با وارداتی که از جانب من نیست اما انسان مجبور است برای ادامه¬ی حیات نسبت به محرک¬ها¬ی بیرونی خود برنامه¬ای داشته باشد و عکس العملی از خود نشان دهد، برای انتخاب کردن عملی در قبال محرک¬های بیرونی یا درونی، انسان سه نوع تحریک می¬شود یا افراطی است که حد خود یا دیگران به زیاده خواهی شکسته می¬شود و یا تفریطی است که حد خود یا دیگران به کم خواهی شکسته می¬گردد و یا متعادل است که حد خود و دیگران به جا، به موقع و به اندازه حفظ می¬گردد. پس آنچه باعث ایجاد انحراف می¬شود تبعیت از خواسته¬های افراطی و تفریطی است که هوای نفس را در انسان رشد می¬دهد و تبعیت از هوای نفس راه شبهه را در انسان شکوفا می¬کند و شبهه همانند خوره، استدلال را می¬خورد و فهم حقایق و واقعیت را از انسان می¬زداید، در نتیجه انسان در تصمیم گیری¬های خود اگر عقل را سر لوحه¬ی کار خود قرار ندهد دچار تبعیت از احساسات و هوای نفس می¬شود و این باعث انحراف می¬گردد.


نکته¬ی قابل توجه این است که شیطان امر به افراط و تفریط می¬کند، وسوسه¬ی او تحریک و ترغیب به تبعیت از هوا و هوس است و کار شیطان که باعث مطرود شدنش گردید توجه به خود و پیروی از خواست خود است، وقتی شیطان مسلط گردد تنها راه پیروی از او می¬شود!!! و امام معصوم چه جالب کار شیطان را بر انسان تشریح می¬نماید که:
1ـ منحرفان را دام خود قرار می¬دهد.
2ـ در دل¬های آن¬ها تخم می¬گذارد.
3ـ جوجه¬های خود را در دامان آن¬ها پرورش می¬دهد.
4ـ شیطان با چشم¬های آن¬ها می¬نگرد.
5ـ با زبان¬های آن¬ها سخن می¬گوید.
6ـ به واسطه¬ی آن¬ها شیطان بر مرکب گمراهی سوار می¬شود.
7ـ کردارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه می¬دهد به نحوی که در حکومت شیطان شریک می¬شوند و با زبان شیطان سخن باطل می¬گویند.