کد مطلب: 24209 تعداد بازدید: ۶۵

هم نشینی با کلام امیر علیه السلام: حکمت 2:

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶

 

و قال (علیه السلام):

ازری بنفسه من استشعر الطمع و رضی بالذل من کشف عن ضره و هانت علیه نفسه من امر علیها لسانه.


و درود خدا بر او فرمود:

آن که جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست کرده، و آن که راز سختی¬های خود را آشکار سازد خود را خوار کرده و آن که زبان را بر خود، حاکم کند، خود را بی ارزش کرده است.


انسان بر مبنای قوانین و دلیل¬های فلسفی موجودی مجرد است و نیز بر مبنای قوانین و استدلال¬های عرفانی تجلی حق است؛

و بر این مبنا که هر موجودی ذاتیات خود را ظاهر می¬سازد، پس تجلی هم باید ذاتیات اصل خود را ظاهر سازد، بنابراین اگر انسان تجلی ای از حق است باید نمودی از بی¬نهایت ذات حق در این انسان هم ظاهر شده باشد؛ و این بی¬نهایت بودن در مراتب مختلف وجودی انسان خود را به شکل¬های مختلف نشان می¬دهد، در مرحله و مرتبه¬ی احساسات این بی¬نهایت خود را به شکل زیاده طلب کردن نشان می¬دهد، همه چبز می¬خواهد، هیچ حد و مرزی برای این دوست داشتن و خواستنش وجود ندارد، این یک حس طبیعی است که با کلام حضرت علی علیه السلام مؤدب می¬شود اگر این حس به حال خود رها شود نتیجه¬ای جز پست شدن و حقیر شدن در جمع چیزی را برایش به ارمغان نمی¬آورد، به همین دلیل

امیرالمؤمنین علیه السلام می¬فرماید:

جان خود را با طمع نپوشانید که شما را پست می¬گرداند.


رضی بالذل من کشف عن ضره
آن که راز سختی¬های خود را آشکار سازد خود را خوار کرده.


یکی از مسائل مهم هر انسان در زندگی نوع ارتباطی است که در زندگی با دیگران برقرار می¬کند؛ در ارتباط با دوستان و همنوعان، صحبت کردن جایگاه مهمی دارد، چه بگوییم ، از کجا بگوییم، چطور بگوییم ، چه نگوییم، چه چیزی را اگر بگوییم باعث می¬شود که ارتباط به جای اینکه محکم شود سست¬تر می¬شود؛

حضرت علی علیه السلام می-فرماید:

ارتباطات و صحبت کردن¬های خود باب گله و شکایت را باز نکنید، از مشکلاتی که در زندگی پیش آمده است صحبت نکنید، اظهار عجز و ناتوانی نکنید، زیرا این نحو ارتباط و برخورد با دیگران باعث می¬شود که در نظر دیگران خوار شود.


مقایسه کردن خود با دیگران یکی از خصوصیاتی است که انسان¬ها دارند وقتی فرد در ارتباط با دوستان و آشنایانش مشکلات، ناکامی¬ها، زجرها و بدبختی¬هایش را با آب و تاب مطرح می¬کند نا خودآگاه شنونده شخص را با یک حالت ایده¬آل و با خود مقایسه می¬کند و این مقایسه برای مخاطب دور بودن گوینده را از کمال زندگی واضح می¬کند و مطابق شخصیت مخاطب یک دیدگاهی در ذهن شنونده شکل می¬گیرد؛ اگر مخاطب متکبر باشد از دید بالا به این انسان نگاه می¬کند و مای¬ی تحقیر می¬شود که این آدم چقدر بدبخت است و من از او بهترم و با دید حقارت به او نگاه می¬کند

و این همان فرموده¬ی مولی الموحدین است که اگر رازت را و مشکلت را بگویی خوار می¬شوی!


و اما اگر مخاطب حسود باشد دوباره خود را مقایسه می¬کند و با یک دید تحقیری به گوینده می¬نگرد و او را ضعیف و پایین¬تر از خود می¬یابد و در این صورت هم باز باعث تحقیر متکلم می¬شود و نتیجه همان است

که امیر المؤمنین علیه السلام فرموده¬اند که بیان کردن ناملایمات و ناراحتی¬ها باعث خواری می¬شود.


و اما اگر مخاطب خود کم بین باشد در این صورت هم وقتی نقص و ضعف شما را ببیند شاید در بعضی موارد برای برطرف کردن حس حقارت و خود کم بینی خود به نحوی با شما ارتباط برقرار می¬کند که خود را حلال مشکلات و بزرگ جلوه دهد و تو که گرفتار هستی همانند خودش تحقیر شده و مقصر نشان می¬دهد و این نوع از همه¬ی انواع دیگر پر خطرتر است زیرا رسما شخصیت شما مبهم و خرد می¬شود و چیزی که شما نیستید و ندارید را به شما الغاء می¬کند یعنی در این نوع ارتباط هم تحقیر و خوار کننده است. پس باز هم می¬رسیم به

کلام حضرت علی علیه السلام که بیان سختی¬ها و مشکلات به دیگران شما را خوار می¬کند.


اگر عزت نفس می¬خواهید باید دست از درد دل کردن بردارید و با صاحب مشکلات بیان سختی¬ها را کنید و از او راه حل بگیرید